logo





شعر و قالی

سه شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۷ - ۰۸ ژانويه ۲۰۱۹

بیژن باران

bijan-baran.jpg
هنر محصول مغز هنرمند با 50ساختار چون غشاء پیشانی و 100کارکرد چون حافظه بوده؛ روی مغز مخاطب اثر می گذارد. هنر با شاکله فردی و کاربرد اجتماعی برای نیاز جسمانی و ذهنی انسان پدید می آید. هنرمند مواد مشتق از محیط را برای آفرینش , عرضه به جامعه دریافت کند. فرهنگ و اقتصاد جامعه شرایط عینی هنرند. شعر سرایش، تحریر، نشر کتاب در جامعه بوده؛ فرش با طرح، کارگاه، مصالح ابزار، قالیبافان به بازار می رسد.

هنر شاکله 7گانه زیبایی، خلاقیت، تخیل، احساس، فکر، بیان، شجاعت را دارد. زیبایی ترکیب کیفیات مانند شکل، رنگ، الگو در همآهنگی اجزای یک پدیده است. تخیل برای حس زیباشناسیک بویژه دیدن حظ آور و عاطفه ساز است. حس زیباشناسیک توان آفرینش، دریافت، نقد هنر است که در فرهنگ هر قوم پرورش یافته؛ در زمان می تواند تغییر بکند. خلاقیت توان مغز در ابداع ترکیب نو از اقلام موجود است.

تخیل توان ابداع تصویر/ احساس مقوله ای ورای حواس 5گانه بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، پوستی است. تخیل توان تجرید، تجسم، تصویر ساخته جدید است- بدون ورودی از حواس 5گانه است که حل مسایل، اجماع/ انتگراسیون تجربه، یادگیری را یاری می کند. قصه و روایت برای پرورش تخیل اند که با دقت در کلمات داستان "جهان برانگیخته" را در خواننده می سازند. نمونه: افسانه پریان، داستانهای تخیلی اساطیری، علمی-تخیلی در باره کرات سماوی.

تخیل با حافظه، ادراک، خلاقیت، بیان هنری ربط داشته؛ ولی تخیل با باور و واقعیت فرق دارد. احساس تغییر وضع روحی؛ منبع محرک، هوس، عاطفه است. بخشی از هیجانات جهانشمول 6 گانه شادی/ بازی، غم، شگفتی، اشمئزاز، ترس، خشم است. فکر یکی از فعالیتهای ذهنی مانند تخیل، شناخت، حضور، وجدان، مشعر فرد می باشد که منجر به یک ایده مشخص می شود. فکر بن استدلال، گفتار، کردار است؛ 2نوع کتره ای و ارادی دارد. تابع 3زمان گذشته، حال، آِینده است.

بیان می تواند کلامی یا حسی چون بصری، گوشی، عضلانی باشد. تبلور آن در رفتار فرد در هنر و صنعت است که هر دو نیاز به مصالح برای ساختن دارند. بیان می تواند فردی در عشق، هنری در نقاشی، گروهی در معماری باشد. در بیان کلامی ترکیب کلمات تابع قواعد دستور زبان و حالت عاطفی متکلم است. شجاعت یعنی کنشگری برای اشاعه فکر در جامعه است که در اختناق تشدید می شود.

شعر و قالی شاکله های 7گانه هنری زیر را دارند. شعر هنر 1-بعدی روی کاغذ و فرش هنر 2-بعدی روی تارپود است. شعر هنر تخیلی کلامی است. کلام دستور و واژه در زبان است. شعر در قطعه، رباعی، غزل، قصیده، مثنوی، روایت اندازه می شود. شعر عروضی قواعد بحر، رکن، هجای کوتاه، بلند، سکوت، وقفه، 50 آرایه ادبی، لحن با کمک موسیقی دارد.

شعر در ذهن شاعر با الهامی یا فکری کتره ای آغاز می شود. این الهام می تواند درونی مانند گیردادن مشعر به یک فکر کتره ای یا بیرونی مانند یک رویداد اجتماعی یا خواندن شعری از دیگری باشد. نیمکره مغز راست مهندسی پرورش موضوع، سطربندی، رعایت دستور زبان و سنن ادبی، دستکاری زیباشناسیک شعر را انجام می دهد. مغز چپ منطق کلام را با عضلات سر و دست تحریر می کند. مخاطب با منطق و کلام شعر را می فهمد؛ از آن حظ می کند.

بر خلاف هنر یونانی هنر ایرانی، چینی، مصری پرسپکتیو و 3بعدی نبوده؛ در ایران مجسمه سازی رایج نبود. فرش، هنر تزیینی پايدار است. در آن طراحی، رنگرزی، ريسندگی، بافندگی می باشد. تأثير بر کاشیکاری، گنبد، نقاشی دارد. کودک ایرانی روی فرش به لالایی مادر بخواب می رود. در ذهن او رابطه شعر و قالی نقش می بندد. لالاییهای هجایی شفاهی نطفه های شعر عروضی کتبی هزار سال گذشته فارسی اند. شاعران آغازین زنان، در تکامل بعدی شبانان و جوانان عاشق، سرانجام روشنفکران و شاعران اند.

اثر قالی بر هنر کلامی شعر را در رقت احساس شاعران، بینش ایرانیان در غلو، غلیان عاطفه، عدم بیان سرراست، روایت تو در تو مانند 1001 شب، شرح شاخه و برگ دار می توان پی گرفت. معنویات ایرانیان اینها را هم دارند: اولویت مطالب جنبی، تعارف مانند کود اسپاگتی بدون اطلاعات در نرمافزار، افراط و تفریط، عرفان در باور فراطبیعت، درویشی در پذیرش سرنوشت و فقر، عدم مسئولیت فردی، انتظارات بی پایان از دیگران، تقدیری و خرافی بودن. روی فرش شعرخوانی انجام می شود. زیبایی در شعر و فرش حاکم است.

قالی و شعر در بستر فرهنگ ایرانی تضاد لباس و تن/ ذهن است. سعدی در این بیت آنها را خلاصه کرد: تن آدمی شریف است بجان آدمیت/ نه همین لباس زیبا ست نشان آدمیت. او 2پهلو گویی/ ایهام را به اوج می رساند. او 2 پدیده ذهنی آدمیت و مادی پوشاک را جفت کرد. پوشاک در سده 21 صنعت بزرگی در پاریس، روم، لندن، نیویورک است. در فلات درویشی و فقر مانع از رشد صنعت پوشاک، نشریات مد، رانوی runway می شوند. البته بازار قالی هم با پیدایش فرش ماشینی و کفپوشهای مصنوعی رو به افول است. ولی شعر با گسترش اینترنت، ترانه سازی، ترجمه گرهای رایانه ای رو به افزایش است.

یکی از انواع فکرهای حسی غیرزبانی قالی است. طرح و بافتن قالی هم تابع اصول 13گانه هنری زیر اند: سلسله مراتب، تمرکز، تباین/ تقابل، تنش/ چیرگی، توازن/ تناسب، ریتم، جریان، عمق، مقیاس، حرکت/ توسعه، وحدت، همآهنگی، ترکیب. هارمونی رنگها، تباین موتیفها، روابط گلبوته ها- وحدت زیبای قالی را در طرح، حاشیه، زمینه، نقش، نگاره ها، موتیفها به کمال رساند.

در قالی جمله بندی ردیف فیگورها، اندازه، رنگآمیزی است. هر مرحله از طرح، بافتن، عرضه قالی را می توان با کارکردهای مغز ربط داد. قالی هم در اندازه های گوناگون مستطیل، دایره، مربع، کناره، دیواری، نمازی می آید. در سده 21 قالیها 5% دایره اند. فرش بزرگتر از قالی بزرگتر از قالیچه است. قالیچه پشم بلند را خرسک نامند. انواع فرش قالی، گلیم پخت، زیلو، نمد هستند.

هر عصری، مثلا عهد باستان و مدرن، اصول زیبایی شناسی خود را دارد. این اصول تدوین نشده در کاشیکاری، خطاطی، طرح قالی هندسی و گیاهی، معماری، مینیاتور، بوستان و گلستان پر از گل و بوته دیده می شوند. در آفرینش اقلام هنری به مواد بومی نیاز است. زیبایی قالی در کاشیکاری، معماری، ظروف تزیینی، نقاشی، مینیاتور، حمام، قصر، کاخ، رواق، ایوان، گل کاری پردیس و میدان انشقاق یافت. مواد طبیعی دامداری، پرورش کرم ، کشت کتان برای بافتن فرش بکار می روند.

ایلات پشم سفید و سیاه گوسفند را در بیکاری زمستان فرش بافته؛ گلیم، زیلو، جاجیم درست می کنند. رنگهای طبیعی و کانی بکار می روند. نمونه: رنگ لاجوردی/ کات کبود ذخیره در خاک این منطقه در کاشی کاری برای آسمان آبی، رنگ قهوه ای و عنابی از پوسته گردو و انار. پس هم امکانات هم انتظارات رنگ لاجوردی و قرمز تابع محیط اقلیمی و فرهنگی در فلات ایران اند. فرش گستردنی بافته از الیاف پنبه، پشم، ابریشم است که برای پوشش کف اتاق می‌باشد. پرندگان هم نشیمن لانه را با پر و کاه نرم می کنند.

اکنون فرش تبریز، اصفهان، مشهد، بیجار، ترکمن، ایلات را از روی طرح می توان تشخیص داد. بافت تبریز تا 900 گره/ اینچ مربع دارد. بافتن فرش مانند حروفچینی چاپ گوتنبرگ یا صفحه کلید رایانه باشد که طرح ذهنی را بیرونی می کند. با نساجی ماشینی از سده 20 بافتن سریع فرش با الیاف مصنوعی و اندازه های بزرگ برای هتل، تالار، راهرو، محل همایش، آپارتمان شهری هم ماشینی شد. پشم مصنوعی مانند کاموای بافتنی تن پوش گرمکن است.

در قالی یک طراح نقش را آفریده؛ به کارگاه برای بافتن می دهد. طراح مانند شاعر اصول هنری را بکار گیرد. می توان شاکله های 7گانه و 13 اصل هنری را بر یک قالی خاص منطبق کرده؛ تا نشان داد کدام ساختار و کارکرد مغز طراح، بافنده، فروشنده، بیننده قالی بکار می رود. با ام آر آی هم می توان راست آزمایی کرد. در فرش می توان ریتم یا الگوی مکرر موتیفها را یافت. شاید ساختار و طرح برخی قالیها را با ارکان و بحور شعر عروضی بتوان تطابق داد.

در آغاز با زغال روی دیوار سفید شده طرح فرش کشیده شد. هننوز هم هر نگاره دوره سیاه داشته؛ تا از زمینه سوا باشد. سپس طراح با قلم، دوات، کاغذ نقش را می کشید. اکنون با رایانه و نرمافزار CAD انجام می شود. این نرمافزار تصویرگر ویراست پذیر است. هر طرح زمینه، حاشیه، وسط با رنگهای معین دارد. زمینه یک رنگ، حاشیه 3-5 نوار، وسط یک باغ، ماهی درشت، ردیف اشکال هندسی اند. قالی این مراحل را دارد: طرح، بافتن، بازار. طرح فرش تابع مراکز تولید و بازار، و ذوق خریدار وابسته است. رابطه آفریننده، مواد پیرامون، بازار، قیمت گذاری، تاریخچه فرش هم بررسی می شوند.

طرح گیاهی و عام قالی بقرار زیر است: باغستانی، شاه عباسی، اقتباسی، افشان، واگیره ای/ بندان، درختی، ترکمن، باغ، بته جقه، شکار گاه، گل فرنگ، رز، گلدانی، ماهی درشت، 4فصل پنجره ای، هندسی، ایلی، تلفیقی، درخت، گلدان سجاده‌، بوته‌، لچک ترنج، گلستان، پالیز، بهشت، گل انار، بندی/ مینا خانی، واگیره‌ای، اسلیمی، ختایی، لاله، خشتی، قابی. نقش جانوری در قالی بقرار زیر است: شکار گاه، گرفت و گیر، مکتب ماهی، بز کوهی، قوچ، اسب، شیر، بلبل، سار، سسک، آهو، طاووس. نگاره‌ها یا ریز نقش‌های کاربرده در قالی بقرار زیرند: گل‌های 8پر، ۱۲پر، نیلوفر، رز، ختمی. موتیف نقش کوچک تکراری است.

نشانه شناسی فرش بررسی نگاره ها، رنگها، نمادها، اندازه ها، بسآمد نگاره ها در طول و عرض قالی باشد. آفریننده تابع باورهای اسطوره ای، دینی، تخیل، واقعیات پیرامون است. پیرامون گیاهان، جانوران، ستارگان، آثار طبیعی آب جو، صخره، کوه، بوته می باشد. حاشیه دیوار است که باغ درون فرش را حفظ می کند. نقش جقه نماد تنهایی سرو با سر خم است. هنوز طرح مدرن آبستره مانند کاندینسکی و میرو در قالی بکار نمی رود.

نقش می تواند تجریدی چون لوزی یا واقعی چون گل باشد. نقش کلان فرش هم می تواند تکرار یک فیگور هندسی یا باغی با گیاهان و پرندگان باشد. زمینه اناری، نیلی، کرم بوده؛ گلبوته ها استعاره از بهار در باغ بوده؛ گاهی انتزاعی بصورت اشکال هندسی اند. طرح "چهار فصل" با پنجره ای با 4 یا بیشتر مربع می باشد. طرح مترادف نقش می باشد.

ﻣﻨﺎﺑﻊ. ‏2019‏/01‏/8
http://www.ettelaat.com/etint/?p=9752 فرش در ادبیات فارسی
http://asre-nou.org/php/view.php?objnr=11327 زیباییشناسی شعر-۱
https://fa.wikipedia.org/wiki قالی ایرانی

زیباییشناسی/ استتیک رشته ای در فلسفه برای بررسی محرکات/ ایموسیون و ذهن در رابطه با حس زیبایی در ادبیات و هنرها ست؛ جدا از ملاحظات اخلاق، سلوک، اجتماعی، عملی، اقتصادی. استاتیک/ ایستانگری ربطی به استتیک ندارد. معیارهای جهانشمول برای حظ هنری بقرار زیرند:
1. تخصص هنرمند. مهارت تکنیک هنری که در هنرمند پرورش داده شده، با نقاد بازشناخته شده، از دید عامه تحسین برانگیزند.
2. حظ غیرکاربردی. حظ هنر بخاطر عواطف بشری نه غرایزی مانند رفع گرسنگی یا راحتی در سرما می باشد.
3. سبک/ استیل. اقلام و اجراهای هنری از قواعد ترکیب/ کمپوزیسیون پیروی کنند که در سبک هنری شناخت پذیرند.
4. نقد. افراد بی اختیار به داوری آن پرداخته؛ از آن حظ برده؛ آنرا تعبیر می کنند.
5. تقلید. آثار هنری تجربه های جهان را در مخاطب بازتولید می کنند. هنر انتزاعی استثناء بوده؛ معهذا کیفیات عاطفی و تجریدی مانند آرامش، خشم، غم، بازی، کتره ای، آَشوب را در اثر هنری ترابری می کند.
6. تمرکز ویژه. هنر از زندگی روزمره بکنار بوده؛ تمرکز پرشور تجربه را می طلبد.
7. ارزش. اثر هنری در جامعه پر طرفدار ارزش پولی پیدا کرده؛ بهای آن در بازار با قدمت، منحصر بفردیت، مواد مصرفی، ارزش فرهنگی تعیین می شود.

باید توجه کرد که اقلام هنری 5 جزء مستقل دارند:
1. خود شیئی که از مواد ویژه ی محیطی تشکیل شده.
2. آفریننده آن که از فرهنگ حول و حوشش با مهارت و تبحر در ایجاد شئی هنری کوشیده.
3. طالبان آن که با اشتیاق برای رویت یا تملک آن رقابت می کنند.
4. نقادان، نمایشگاهها، موزه ها، کلکسیونرها، بیمه گران که آنرا ارزیابی کرده؛ نظرات و نتیجه را در معرض دید عامه می گذارند.
5. نهادهای آموزشی که آن را تشریح و تدریس می کنند.

در آثار هنری میتوان اصول کلی فراگیر تجریدی را یافت؛ سپس این اصول را در یک اثر هنری بکار برد. این اصول فرمول بندی شده؛ آنها را بر یک اثر هنری یا ادبی منطبق کرده؛ تا آن اثر نقد شود. برخی از این اصول در یک هنر مشخص بسیار طبیعی اند مانند حرکت در رقص، نمایش، فیلم؛ یا توازن، تباین، مقیاس در عکس. مثلا مسئله وحدت در غزلهای حافظ از 800 سال پیش مطرح بوده. او در فصل "آورده اند" حافظ. چندصدایی را در تقابل با تک صدایی در غزل حافظ مطرح کرد. رک به اخوان ثالث، مقالات، کتاب اول، 1349، انتشارات توس، مشهد.

اصول زیبایی شناسی هنر در موسیقی، نقاشی، دیگر هنرها با تکوین آنها بسط یافته؛ در نهادهای آموزشی تدریس و تمرین می شوند. پس اصول هنر در کشورهای باستانی مصر، سومر، چین، هند، ایران، یونان با آفریقا، آمریکا، اقیانوسیه مشترکات و تمایزات می تواند داشته باشند. آیا می توان هنر را مهندسی کرد؟ یعنی با کاربرد اصول زیبایی شناسی آموخته در هنرستان یک اثر هنری آفرید. هنرهای 7گانه شعر، موسیقی، رقص، نمایش، مجسمه، معماری، فیلم/ عکاسی واشکافی شده اند.

مقولات هنری دیگر از این قرار ند: طرح/ دیزاین، شکل/ فرم، مقایسه اقلام هنری، سبک، مکتب، ساختار رسمی/ فرمال، صفحه بندی گرافیک. در آفرینش طراحی سنن هنری و عاطفه ی لحظه ای هنرمند دخیل ند. نقاشی از خط، رنگ، اصول سازماندهی، دیدگاه نقاش تشکیل شده. نقاشی هنری عضلانی است که نیاز به یک دوره طولانی تمرین عضلات دست همچون بازی پینگ پونگ دارد. نیز نیاز به ممارست در تناظر رنگهای خشگ شده بر پرده نقاشی با رنگهای ذهنی ایده یا بصری عینی پدیده دارد؛ بویژه در سایه روشنها و سطوح مجاور. در قالی سایه روشن برای عمق بکار نرفته؛ بلکه بزرگ کوچکی برای فاصله شیی از ناظر بکار می رود.

زیبایی شناسی/ زیبا شناسیک هنر را می توان در 13 اصل زیر ردیف کرد: سلسله مراتب، تمرکز، تباین/ تقابل، تنش/ چیرگی، توازن/ تناسب، ریتم، جریان، عمق، مقیاس، حرکت/ توسعه، وحدت، همآهنگی، ترکیب. هر کدام از اینها در شعر و قالی با نمونه ای تبیین می شود. اصول پرسپکتیو، زمان بندی تقویمی، دیدگاه راوی را باید افزود.

اصول زیبا شناسیک بقرار زیرند:
1- سلسله مراتب، هیرارشی چینش اقلام مانند اشیاء، نامها، ارزشها، مقولات است که رتبه بالا، صدر، فوق، علیا و پابین، ذیل، تحت، سفلا را بین آنها برقرار می کند.
2- تمرکز، تایید در روال توجه تام به یک شیئ یا سوژه می باشد.
3-تباین Contrast قیاس 2 چیز باهم برای تاکید بر تفاوت آنهاست مانند نور و تاریکی.
4- تنش Tension فشار در وضع ذهنی یا عاطفی بوده؛ نیز کشیدن چیزی از 2 سوی مخالف می باشد.
5- توازن Balanceایجاد ثبات، قرار در 2 سوی یک تضاد؛ همسنگی 2کفه ترازو است. تقارن هم در طبیعت با محور تن جانوران هم در هنر قالی با آیینه واری عمودی و افقی است.
6- ریتم، ایقاع، وزن واحد سنجش در زمان، حرکت یا توفیر variation مکرر مانند ضرب، تاکید، الگوی متناوب است.
7- جریان Flow حرکت پیوسته و سیال مانند مایع در مسیرش می باشد.
8- عمق، ژرفا، بعد عمود بر سطح ظاهری یا درونگراست که وهمی بوده؛ ولی حس می شود.
9-مقیاسScale سامانه/ سیستم علامتگذاشته شده برای قیاس، سنجش بزرگی است.
10- حرکت عمل تغییر وضع یا مکان یک شیئی در زمان است.
11-وحدت Unity وضع یا کیفیت یگانگی، ناگسستگی، تمامیت، کمال می باشد.
12-هماهنگی/ هارمونی. ترکیب رنگها، موتیفها صدای نتهای همزمان در گروه کورد بوده؛ پیشروی آن اثر لذت آور ایجاد می کند. 13- ترکیب Composition عناصر بصری در یک اثر هنری، سازماندهی عناصر بنا به اصول هنری است.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد