logo





موسیقیِ شعر

شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷ - ۲۷ اکتبر ۲۰۱۸

امید همائی

موسیقیِ شعر ساخته شده از هجاها ست و هجا حرفی است که حرکت دارد. مثلِ: ما، می، مَ، مُ، مِ که از ترکیبِ حرفِ م و یک حرکت ساخته شده اند. این حرکات وقتی موسیقیِ خوشایندی ایجاد میکنند که به ترتیبِ دلنوازی کنارِ هم قرار گرفته باشند. البتّه عبارتِ "ترتیبِ دلنواز" خود چندان روشن نیست و احتیاج به توضیح دارد. در روشن کردنِ آن میتوان به این نکته اشاره کرد که تکرارِ یک هجا در چند نوبت یا استفاده از آن در فواصلِ معیّن به گوش خوش می نماید. مثلاً کنار هم گذاشتنِ سه هجایِ آ و سپس استفاده از هجاهایِ دیگر و دوباره به کار بردنِ سه آ نوعی موسیقی ایجاد میکند که به نظرِ برخی زیباست. به خصوص اگر توانسته باشیم آن را در فاصله هایِ مساوی بکار بریم.
اهمّیت موسیقی در شعر آنچنان است که برخی در تعریفِ شعر به همین بسنده میکنند که شعر کلامی است موزون. والبته این تعریف کامل نیست.
از این نگاه شعر کلامیست دارایِ وزن. و وزنِ شعر شاید چیزی نباشد جز موسیقیِ شعر. آنچه در ترجمهٔ شعر دشوار و گاه ناممکن است حفظِ موسیقیِ شعر، به آن گونه که در در زبانِ اصلی داشته، میباشد. این موسیقی معمولاً هنگام گرداندنِ شعر به زبانی دیگر از دست میرود. هرچند یک مترجمِ خوش قریحه شاید بتواند موسیقیِ نوینی به شعرِ ترجمه شده ببخشد.
برایِ ابرازِ اینکه شعری نوایِ شناخته شده ای دارد گاه میگوئیم که این بیت بر وزنی خاص مثلاً فاعلاتن فاعلاتن سروده شده است. امّا این توضیح جز اینکه بگوید موسیقیِ شعر موردِ نظر شبیهِ موسیقی و وزنِ شعرِ فاعلاتن فاعلاتن است چیزی بر دانشِ ما اضافه نمیکند.
موسیقیِ شعر ساخته شده از هجاها ست و هجا حرفی است که حرکت دارد. مثلِ: ما، می، مَ، مُ، مِ که از ترکیبِ حرفِ م و یک حرکت ساخته شده اند. این حرکات وقتی موسیقیِ خوشایندی ایجاد میکنند که به ترتیبِ دلنوازی کنارِ هم قرار گرفته باشند. البتّه عبارتِ "ترتیبِ دلنواز" خود چندان روشن نیست و احتیاج به توضیح دارد. در روشن کردنِ آن میتوان به این نکته اشاره کرد که تکرارِ یک هجا در چند نوبت یا استفاده از آن در فواصلِ معیّن به گوش خوش می نماید. مثلاً کنار هم گذاشتنِ سه هجایِ آ و سپس استفاده از هجاهایِ دیگر و دوباره به کار بردنِ سه آ نوعی موسیقی ایجاد میکند که به نظرِ برخی زیباست. به خصوص اگر توانسته باشیم آن را در فاصله هایِ مساوی بکار بریم.
در بیتِ
الا یا ایهّا الساقی اَدِر کاَساً و ناوِلهٰ
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
میتوان دید که تکرارِ هجاهایِ آ و اَ در مصرعِ اوّل مایهٔ اساسیِ موسیقیِ آن بشمار میاید. در مصرعِ دوّم میتوان چند گروه از هجاهایِ مکرّر را تشخیص داد:
کِه عِشق ‹=› اِ اِ
آسان ‹=› آ آ
اوّل ولی ‹=› اَ وَ ل وَل
در بیتِ زیر از ناصرخسرو:
چو تو خود کنی اختر خویش را بد
مدار از فلک چشم نیک اختری را
که موسیقیِ پرشوکتی دارد با یک گروهِ سه تائی از اُ (( چو تو خود)) شروع میشود. مصرعِ دوّم نیز به تقریب همچنین است و با دو فتحه شروع میشود:
"مَدار اَز"
صدایِ خوشایندی که به یکسان و به تعادل و فقط یکبار در هر مصرع بگوش میرسد صدایِ "ش" در کلمات خویش و چشم است. فقط یک شین در مصرعِ اوّل و یک شین در مصرعِ دوّم بکاررفته است.
در پارهء " بهاران خجسته باد " شاهدِ شروعِ دوباره با یک گروهِ دوتائی از آ هستیم:
هاران
چنانچه این پاره را بصورتِ:
خجسته باد بهاران
ادا کنیم همهء هجاهائی را که حرکتِ آ داشته اند در کنارِ یکدیگر و درانتهایِ عبارت جمع آورده ایم و موسیقیِ نو و وزنِ جدیدی به این پارهً شعر بخشیده ایم.
نیازی به گفتن نیست که قافیه این سنگِ بنایِ اساسیِ وزنِ شعر چیزی نیست مگر تکرارِ گروهِ هجاها در انتهایِ هر مصرع.
حروف بیصدا بیشتر نقشِ تمام کننده دارند:
"سیبِ دندان زده از دستِ تو افتاد به خاک".
در اینجا حرفِ کاف در واژهء خاک موسیقی را تمام میکند تا به سطحی افقی، آرامش یا سکوت برسیم و سپس عبارتِ دیگری آغاز میشود:
"و تو رفتی و هنوز".

از دریافتِ نظراتِ شما خوشحال خواهم شد.
homaeeomid@yahoo.fr



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد