logo





اشکِ پاییز

يکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۵ اوت ۲۰۱۸

منیر طه

taha.jpg
قدردانی کن از آنچه در دست داری
پیش از آنی که دستت تهی گردد از آن
حرف روی درازی، سیاهیِ شب نیست
شعلۀ شمع ناپایدار است و لرزان
باغ سرد است و توفان زده، اشک پاییز
از سر و سینۀ شاخه ها برگ‌ریزان
بنگر اینمایه گستاخیِ نورسان را
پیشِ روی سپید و شکوهِ زمستان
آوخ آوخ چه سنگین و طاقت ربا بود
مشت بی‌حرمتی، زخم چرکینِ دندان
قامت ار خم نکردم، زمان را کشیدم،
حمل بارِ زمانه نبوده‌ست آسان
خسته‌ام خسته از هرچه از پیش بودست‌
خسته از هرچه رفته‌ست و پس‌ماندۀ آن

ونکوور، جون ۲۰۱۸



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد