logo





پنج داستانک

ترجمه علی اصغرراشدان

پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۸ فوريه ۲۰۱۸

Aliasghar-Rashedan05.jpg
Jorge Luis Borges
Von der Strenge der Wissenschaft
خورخه لوئیس بورخس
ازانضباط علمی

در قلمروامپراتوری هنر نقشه کشی چنان توسعه ی کاملی یافت که نقشه های تنهایک ایالت یک شهرکامل و نقشه های امپراتور یک ایالت کامل رااشغال کردند. با گذشت زمان، دیگر این نقشه های گسترده رضایت کسی راجلب نکرد. دوستان نقشه کش، نقشه دیگری ازامپراتوری ترسیم کردند که بزرگی امپراتوری را در خود داشت و با هر نقطه اش خود را پوشش داده بود. نسل های بعدکمتر نقشه مطالعه کردند، این نقشه های گسترده بی فایده تشخیص داده شدند و بدون توجه به انتقام کشی ناسازگاری های شدید تابستان و زمستان، دور ریخته شدند. تکه های باقیمانده نقشه ها در صحراهای غربی مقاومت کردند و پناهگاه حیوانات و گداهاش دند. در تمامی کشور دیگراثری از انضباط جغرافیائی نیست...

2

NadJa Einzmann
Tod oder nicht Tod
نادیاآینتزمن
مردن یانمردن

یخ میزند،توپولیورنازکش یخ میزند، چیزی بهش نمیدهدکه گرمش کند. میروند، روپل اتوبان میروند.طول خیابان بن بست رامیروندوبعدطرف باغهای شربرمی پیچند.
مرداصلافراموش کرده ازش بپرسد:
«یعنی عاشقم هستی؟چرامیخوای امشب توخو نه ت نگاهم داری؟»
میتوانست بپرسد«چه جورمردائی وچندنفر؟سکس خارق العاده، یالذت بردن بی صدمه روبیشتردوست داری؟خدائی هست تاازمامحافظت کنه؟ازهردونفرمون.ماروباداستانی تطبیق بده؟»، دستش راتوپالتوم فرومیبرد، ازاین کارش سرخوش میشوم.
بازهم میروند.مردگزارش نمیدهدازکجامی آید، ازکدام تختخواب، دوست دخترش چه طعمی دارد. زن نمیداندمردچراآنجاست، که باهاش حرف بزند؟درباره چه؟که بعدازمرگ دیگرزندگی ئی وجودندارد؟به خاطراین توسرماباهاش راه نمیرود. مردن یانمردن. پس مردبه چه فکرمیکند؟زن وقت برای بخشیدن ندارد. گوشش رابه مردهدیه نمیکند، درحالی که مردداستان گوی خوبیست یامتفکربزرگیست. زن منتطرمی ماندتامردچیزی بگوید:
« میخوام توکره ماه مردت باشم، تنهاعشقت باشم. میخوام صندوق پستی توپرکنم، واسه هربوسه یه نامه. میخوام دندوناتوتودهنت لمس کنم. هرکدوم ازباسناتوتویه مشتم بگیرم. میخوام موزیک فردی مرکوری روگوش بدم وداخلت بلغزم....»
درعوض این مقولات، آنهاتنهاراه میروند. زن دست مردراتودستش دارد. مرداورامیگیردوپیچ تاب میخورند، انگارتمامی جریان جدی نیست...

3

Paulo Coelho
Wer will diesen Schein؟
پائولوکوئلو
چه کسی این اسکناس را میخواهد؟

کاسان سعیدعامرداستان یک سمینارراکه مدیرش برنامه سخنرانی داشت، به صورت زیربرام تعریف کرد، مدیریک اسکناس 20دلاری تودستش بالاگرفت وپرسید:
« کی این اسکناس 20دلاری رومیخواد؟ »
دستهائی چندبلند شدند. مدیرسمینارگفت:
« پیش ازهدیه کردنش، بایدکارهائی باهاش بکنم. »
اسکناس را مچاله کردوبه شکل گلوله ای درآوردودوباره پرسید:
« کی این اسکناس رومیخواد؟ »
دستهاهمانطوربالاماندند.
« اگه این کارو باهاش بکنم؟ »
اسکناس رارودیوارکوبید، روزمین افتادودراطراف لگدمال شد، اسکناس رابرداشت ودوباره بالاگرفت، دستهادوباره بلندشدند. مدیرسمینارگفت :
« آنچه من بااسکناس کردم، شمانبایدهیچوقت فراموش کنید. هرچه بااسکناس کردم، بازهم یک اسکناس 20دلاری ماند. ماهم درزندگیمون کوچک شده ایم، زیرپارفته ایم، باهامون بدرفتاری وبهمون توهین شده. بااینهمه، همیشه ارزش مان همان قدراست که قبلابود...

4

Heinrich von Kleist
Anekdote
هاینریش فون کلایست
حکایت

راهبی یکی ازاهالی سواب آلمان رادرهوائی شدیدا بارانی طرف چوبه دارهمراهی می کرد. محکوم توراه یکریزازخداشکایت میکرد:
« واسه چی بایدتواین هوای اینهمه بدونادوستانه این راهو برم! این راه اسیدی روبگذرم!...»
راهب خواست آرامش مسیحی بهش بدهدوگفت:
« تن لش! چرااینهمه شکایت میکنی؟ توتنهابایداین راه روبری، من که بایدهوای اینهمه بدرودوباره برگردم چی!- کی این روحس میکنه، حتی تویه روززیبام، راه برگشتن ازمحل اعدام غم انگیزه. »
حرف های راهب چندان هم ابلهانه به نظر اعدامی نرسید...

5

Istvän örkeny
Information
ایستفن اورکنی
اطلاعات

چهارده سال تمام پشت پنجره کشوئی کوچک، کناردراصلی می نشیند. مردم تنهادومسئله می پرسند:
« دفترای مونتکس کجان؟ »
درنتیجه جواب میدهد:
« توطبقه اول، دست چپ. »
گروه دوم می پرسند:
« شرکت بازسازی ضایعات زباله روکجامیشه پیداکرد؟ »
دراینجاهم جواب میداد:
«طبقه دوم، طرف راست، دردوم. »
درطول تمام چهارده سال یک بارهم اشتباه نکرده. همه اطلاعات مناسب رادریافت کرده اند. تنهایک باراین حادثه پیش آمد، خانمی جلوی پنجره کشوئی ایستاده درجاماندوسئوال بدرامطرح کرد:
« لطفا، دفترای مونتکس کجان؟ »
نگاه خیره فوق العاده اش به دورهامنحرف شدوگفت:
« ماهمه ازهیچ میائیم وبه هیچ متعفن بزرگ میرویم. »
خانم شکایت کرد. شکایت موردبررسی وگفتگوقرارگرفت وسرآخرکنارانداخته شد.
حالاقضیه دیگرواقعامسئله مهمی نیست....

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد