logo





پایان یک نمایش دیگر و آغاز دوران اگر، مگر ها

يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۸ مه ۲۰۱۷

دکتر محمد حسین یحیایی

yahyai.jpg
از مدت ها پیش که سناریوی نمایش انتخابات در نهاد و ارگان های آشکار و پنهان رژیم ولایت تهیه و آماده شده بود با بازیگری برخی از مهره های کارکشته و کهنه کار و برخی دیگر از سیاهی لشگر های گوشه گیر و منزوی به کارگردانی رهبر ولایت که در این سال ها تجربه های فراوان اندوخته و هوشمندی بسیاری کسب کرده با زیرکی، هوشیاری و کارآزمودگی به اجرا درآمد.نمایش، طرحی کهنه در قالب نو بود زیرا چیدمان و بازیگری هنرپیشه ها بگونه ای برنامه ریزی و سازماندهی شده بود که در کل نمایش، بازیگری یک هنر پیشه برجسته تر از دیگران به چشم می خورد که 4 سال گذشته را در مسند ریاست جمهوری نشسته بود.به نظر می رسد نظر رهبری هم به ایشان بیشتر از دیگران در شرایط کنونی است..

روحانی در دور اول خود بحران پیچیده و گره خورده اتمی را که پیشتر ها از سوی رهبری آغاز شده بود با تیم جدید دیپلوماسی خود به پایان رساند و در همه این دوران مذاکرات را در راستای خواسته های رهبری پیش برد. و هیچ قدم دیگری که مغایر با نظر و خواست رهبری باشد بر نداشت، در نتیجه به هیچکدام از وعده های انتخاباتی خود که شامل آزادی های فردی و اجتماعی بود عمل نکرد. اتحادیه های مستقل کارگری، انجمن های صنفی مانند کانون نویسندگان، روزنامه نگاران و ... همچنان تعطیل، فعالین شاخص و برجسته اینگونه نهاد ها تهدید و یا زندانی شدند. در دوران نخست، کارگران به جای رفاه بیشتر و امنیت شغلی بهتر شلاق خوردند و به شیوه های گوناگون تهدید شدند. حقوق اقلیت های مذهبی و واحد های ملی پایمال شد و روحانی که سابقه طولانی در ارگان ها و نهاد های امنیتی داشت و خود را حقوقدان خطاب می کرد یا سکوت کرد و یا با انتشار به اصطلاح « حقوق شهروندی » وقت گذراند تا نخستین دوران ریاست اش به پایان برسد.بنابرین عملکرد روحانی در دور اول، بویژه در حوزه اقتصاد، آزادی های اجتماعی و سیاسی ( نهاد های صنفی و سیاسی، زنان، جوانان، اقلیت های دینی و مذهبی و واحد های ملی ) بگونه ای نبود که بتواند رای مردم را برای دور دوم کسب کند، از آن رو مهندسی انتخابات از ماه ها پیش برنامه ریزی شده و افرادی از فیلتر شورای نگهبان گذشتند که تنها روحانی میدان دار نمایش انتخابات باشد و مردم مجبور به پذیرش وی برای یک دوره دیگر باشند. زیرا در یک سو قاتل هزاران جوان با کارنامه سیاهش قرار داشت و از سوی سیاهی لشگر هایش حمایت می شد و در سوی دیگر رئیس جمهور با معاون اولش و حامیان دیگرش که می گفتند خود به روحانی رای خواهند داد! در نتیجه کل نمایش هم کمدی، همراه با ترادژی و بازی با مردم بود که سال ها است ادامه دارد.این دور باطل و ساختار غلط بعد از 38 سال همچنان تکرار می شود. و رژیم هرگز حاضر به پذیرش فعالیت های حزبی در جامعه نمی شود که برنامه مدون حزبی داشته باشند و برنامه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود را در معرض قضاوت مردم قرار دهند، و انتخابات ریاست جمهوری و مجلس جدیت پیدا کند، در نتیجه رژیم برای حفظ خود به هر تاکتیک، نیرنگ و گاهی شرارت دست می زند و انتخابات را هم در راستای تقویت و مشروعیت خود بکار می برد.

انتخابات 29 اردیبهشت 96 که در آن حسن روحانی بار دیگر انتخاب شد برای مدت 20 روز فضای کشور استبداد زده ایران را دگرگون کرد و هوای شبه دمکراسی کنترل شده در کشور وزیدن گرفت. در این انتخابات هم مانند انتخابات های گذشته بر اساس آمار های منتشره از سوی رژیم که زیاد هم قابل اعتماد نیستند بیش از 16 میلیون از شرکت در آن امتناع کردند ( 56 میلیون واجد شرایط و 40 میلیون شرکت کننده )، رژیم برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای از همه ابزار استفاده کرد ولی به مخالفین رژیم و ناراضیان شرایط اقتصادی و اجتماعی امکان برگزاری میتینگ و نمایش خیابانی را که در اصل 27 قانون اساسی قید شده و به رسمیت شناخته شده را نداد. همه کاندیدا ها بویژه دو بازیگر اصلی آن ( روحانی و رئیسی ) که برنامه های اقتصادی خود را به صورت کتبی تدوین کرده بودند در راستای پیام نوروزی رهبری و اقتصاد مقاومتی وی، مطالبی را که هیچگونه تضمین و زمینه اجرایی نداشت برزبان آوردند. گاهی با ریشخند سخن از چندین برابر کردن یارانه ها بدون پشتوانه به میان آوردند و گاهی دیگر نوید ایجاد 5 میلیون.شغل را دادند که با واقعیت و ساختار معیوب اقتصاد کشور که در آن فساد هم نهادینه شده همخوانی ندارد. در کشوری که 80 درصد از بودجه خرج هزینه های جاری می شود و چیزی برای پروژه های عمرانی باقی نمی ماند، چگونه می توان چندین میلیون شغل ایجاد کرد؟ اگر به آن رکود فراگیر هم افزوده شود، تولید کاهش یابد، افزایش مالیاتی هم ممکن نخواهد بود. آنچه رهبری رژیم را به وحشت انداخته گسترش روز افزون بیکاری بین جوانان، بویژه فارغ التحصیلان دانشگاهی است که هر ساله وارد بازار کار و در جستجوی آن به شهر های بزرگ پناه می آورند و در حاشیه شهر ها قرار می گیرند. اغلب پدران این گروه از جوانان کسانی بودند که از مناطق روستایی در سال های پایانی40 و اوایل دهه 50 برای کار به این مناطق ( حاشیه شهر ها ) مهاجرت کرده، به صفوف انقلاب پیوسته و در پیروزی آن نقش عمده داشتند. به هر رو اساس تبلیغات انتخاباتی کندیدا ها در این دوره را اقتصاد، بیکاری، فساد گسترده در جامعه استبداد زده تشکیل می داد و هیچگونه سخنی از آزادی فردی و اجتماعی در میان نبود.

روحانی برنامه اقتصادی خود را با عناوین حمایتی و توسعه تدوین کرده، در بخش حمایتی سخن از عدالت در درآمد، کاهش فقر، توانمند سازی روستائیان، کارورزی برای ایجاد شغل، حمایت از جوانان، طرح اصلاح ساختار سهام عدالت و حمایت مالیاتی از کارمندان و بخش خصوصی، در بخش توسعه هم به مدیریت درآمد های نفتی، تبدیل ثروت نفت به اشتغال درآمد زا، توسعه بخش حصوصی، توازن و عدالت منطقه ای، مقابله با فساد گسترده، تقویت زیر ساخت های اینترنتی و اشتغال در آن، گسترش گردشگری و مخالفت با توزیع پول به شکل نقدی که آن را عامل تورم و آشفتگی در بازار می شود را مطرح کرده است. بی شک تردید های جدی در پیشبرد این شعار های انتخاباتی وجود دارد زیرا در چهار سال گذشته این دولت فقر افزایش یافته و بیش از 40 میلیون نفر از مردم زیر خط فقر قرار گرفتند، یحیا آل اسحاق رئیس اتاق بازرگانی ایران و عراق هم تعداد بیکاران را بیش از 8 میلیون گزارش کرده است.در این میان میزان حداقل مزد با اندکی بیش از 900 هزار تومان چهره واقعی دولت روحانی را نشان می دهد که از سوی تیم عاشق و دلداده لیبرالیسم اقتصادی اداره می شود.

رئیسی کاندیدای دیگر هم با انتشار برنامه اقتصادی خود، به تعطیلی کارخانجات و رکود اشاره کرده، به حوزه صنایع، معادن و اجرای کامل و جامع اصل 44 و مردمی کردن تولید و تجارت و مبارزه با قاچاق و تشویق مصرف کالا های ایرانی پرداخته و افزایش کمک های نقدی را به دهک های پائین جامعه تا سه برابر مطرح کرد، ولی چگونگی اجرای آن را مطرح نکرد که خود نشان دهنده تقسیم کار و اجرای نمایشنامه ای بود که از پیش سناریوی آن نوشته شده، تنها برای اجرا به آنها سپرده شده بود. به هر روی بازی در این نمایشنامه هم به پایان رسید و فردای آن روز هم وزارت کشور از جوانان خواست به شادمانی خیابانی خود پایان دهند. آنچه مسلم است، رژیم و شخص رهبری خواهان ادامه کار حسن روحانی با تیم اقتصادی و دیپلوماسی است که بتواند شعار « نرمش قهرمانانه » وی را پیش ببرد، زیرا شرایط جهانی، انتخابات ایالات متحده و روی کار آمدن ترامپ و ادامه گفتگو با وی ضرورت حفظ نظام و مهار اصلاح طلبی در کشور است. در این میان نهاد های قدرتمند اقتصادی که در سال های گذشته با استفاده از رانت و فساد به سرمایه انبوهی دست پیدا کردند در آرزوی پیوستن به سازمان تجارت جهانی ( و ی تی او ) هستند که از یک سو در پیوند با سرمایه جهانی امنیت خود را تامین کنند و از سوی دیگر با پیدا کردن شرکاء جدید، به بازار جهانی سرمایه دست یابند، بنابرین تیم دیپلوماسی روحانی با چانه زنی و بده و بستان، بهتر از دیگران زمینه ساز این پیوند می شوند. به نظر می رسد روحانی در 4 سال آینده در سیاست داخلی ضعیف تر عمل خواهد کرد و هیچگونه گشایشی در فضای سیاسی و آزادی های اجتماعی بوجود نخواهد آمد، در ادامه کار هم برای گریز و بهانه جویی از اگر و مگر استفاده خواهد کرد، زیرا روحانی و تیمش با هرگونه تغییر ساختاری مخالفت می ورزد و با آن به شدت برخورد می کند، در نتیجه راه برون رفت از این شرایط و گذر از این نظام کهنه، فرسوده، تاریک اندیش و خرافات پرور، همبستگی همه نیرو های پیشرو، مترقی و عدالت پرور ضرورت تاریخی است...

محمد حسین یحیایی
mhyahyai@yahoo.se

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد