ijadi12.jpg
جلال ایجادی

فلسفه در ایران و سقوط اسلامی


مباحث فلسفی در جامعه یک امر اساسی است. اگر فلسفه را در تنوع آن در نظر داشته باشیم و فیلسوفان را گوناگون بدانیم، بنابراین بآسانی می توان تمامی گرایش ها و سلیقه ها و بینش ها در عرصه فلسفه را مورد توجه قرار داد و امکان ترویج آن را در جامعه فراهم ساخت. در عرصه فلسفه، هدف تقویت پرسشگری و نقد فکری است. هر کسی نمی تواند اندیشه کند. اندیشه گری و پیگیری مقولات و تحلیل مسائل پیچیده جهان، قدرت فکری و تلاش انتزاعی و تربیت ذهنی و استدلال و گفتگوی متضاد و بازنگری تجربه، می طلبد
در جامعه حاضر و همیشگی پیش روی ما، برای به عمق رفتن ما نیازمند فکر جامعه شناسی و اندیشه فلسفی هستیم. فلسفه به ذهن منطق می دهد و قابلیت و توانایی می بخشد.



muenkler1.jpg
گفتگوی اشپیگل با هرفرید مونکلر

«شوق کشتن و خشم ایمان»

ترجمه: حسین انورحقیقی

هرجنگی به‌نوعی مصرف بیش از اندازهء از منابع مادی، مالی و انسانی است. تا زمانی که مساله بر سر منافع است مبنای تصمیمات، نوعی محاسبه سود و زیان می‌باشد. اینکه طرفین به جنگ ادامه می‌دهند بستگی به این دارد که چه چشمداشتی از صلح دارند. ولی زمانی که مساله بر سر ارزش‌های والا است، که همچون مذهب تجزیه‌ناپذیر هستند، این محاسبه تغییر می‌کند. به جای محاسبه سود و زیان نوعی بی‌شرطی نمایان می‌شود که هر نوع سازشی را چون خیانت به هدف می‌بیند.



فرهاد قابوسی

فرضیه بیگ بنگ: پس مانده خرافات مسیحی

عالم نمی تواند آغازی داشته باشد!

دنیای انتشارات مجازی امروز، دنیایی سطحی و هردمبیل است. هر کودکی می تواند در "یوتیوب" خودنمائی کند و هر کسی در سایتی سخنپراکنی نماید. کمااینکه پربیننده ترین انتشارات مجازی از آنِ نمایش حیوانات است و مشخص ترین عارضه اش پدیده ای ضد فرهنگی بنام ترامپ در کشور مولد اصلی این "منبع مجازی" محسوب می شود. به این واسطه و یعنی مجازی بودن زمینه است که چون "سیمولاسیون" کمپیوتری بجای حقیقت نشسته است، اندیشه ها و بینش های معاصر سطحی تر شده اند. تاجائیکه حتی در حوزه نشر مقالات علمی نیز بواسطه امکانات مجازی انتشار، کیفیت بسیار پائین آمده است.



ف. آزاد

ملاحظاتی در بحث سکولاریزاسیون اپوزیسیون ایران

سکولاریزاسیون به شکل متعارف آن (تبعید مابعدالطبیعه از زندگی اجتماعی) محصول جریان پیشرفت صنعتی و صنعتی شدن فرهنگ اجتماعی اروپاست: که در نواحی صنعتی اروپا پیشرفته، ولی در نواحی غیر صنعتی نظیر اسپانیا نتوانسته بدرستی جا بیافتد. به زبان ساده تر با تولید صنعتی "ساعت" و ساعت دار شدن همه, اهمیت روزمره زنگ کلیسا (و با آن خود کلیسا) در نظام زندگی مردم از بین رفته و زنگ کلیسا به مزاحم زندگی (پرسرو صدای امروز) بدل شده است. همچنانکه ضرورت کار ("صنعتی") روزانه، نیاز به "زندگی خصوصی" را در مقابل زندگی عمومی قدیمی تجسم یافته در تجمعات کلیسایی قدیم بیشتر کرده است.



اسماعیل رضایی

ایمان و قدرت

انسان ها در گذر از ایده به عمل، به باور و اعتقادی دست می یازند که حاوی قدرتی بازدارنده و یا سازندۀ جامعه و انسان می باشند. در این قدرت ایمان آدمی، بسیاری از عناصر مجازی و حقیقی راهبرد نقش ها و رویکردهای وی در تعاملات اجتماعی می باشند. اتکا به اهرم های قدرتی ایمان با سویه های واپسگرایی و سیادتی، مروج بدعت ها و ندرت های مرتبط با الزامات جامعه و انسان گردیده؛ و به حد و هدم بسیاری از نمودهای پایه ای رشد و بالندگی اجتماعی روی می آورند. با نگاه به این روند نامتعارف، و تبیین و تاویل های انتزاعی از عملکرد ایمان و قدرت در پروسۀ تحولات تاریخی، بسیاری را در تشکیک و تفکیک ها و مفهوم سازی های بی بدیلی سوق داده است؛ که از روند واقع و حقیقی تکامل تاریخی جامعه و انسان فاصله بعید دارند.نگاهی که ترکیب ایمان و قدرت را ضد آزادی و عدالت اجتماعی پنداشته و از قدرت ایمانی که در پروسۀ تحول تاریخی همواره برعلیه بیدادگری و ظلم و ستم طبقاتی رزم بی امانی داشته؛ و دستاوردهای سترگی را به همراه آورده است؛ غفلت می ورزد.