Morgan-Shuster1.jpg
بهزاد کشاورزی

داستان مرگان شوستر
و اولتیماتوم روسیّه - بخش چهارم و پایانی

روز ۲۴ آذر سفارت روسیه به اطلاع دولت ایران رسانید که اگر تا شش روز دیگر کلیّۀ در خواست های روسیه پذیرفته نشود چهار هزار نظامی ساکن در قزوین عازم تهران خواهند شد. روز ۲۷ آذر دولت به مجلس پیشنهاد کرد که یا به دولت اختیار تصمیم گیری بدهد و یا این که کمیته ای از پنج تن وکلا انتخاب و رشتۀ این امر را به دست آن کمیته بسپارد. لیکن مجلس هر دو پیشنهاد را رد کرد. با این‌همه خود مجلس نیز از هرگونه تصمیم گیری در این مورد ناتوان بود. لذا به پیشنهاد گروهی از نمایندگان، مجلس دوازده نفر از وکلای منتخب را به دیدار نایب السلطنه (ناصرالملک) فرستاد و آنان را مختار کرد که از طرف مجلس به وی اختیار کامل بدهند تا با روس و انگلیس مذاکره کرده و هرطور که خود صلاح می داند تصمیم بگیرد. آن نیز بی فایده بود زیرا ناصرالملک جبون تر از آن بود که در چنین روز مبادا شهامت تصمیم گیری را داشته باشد!



Morgan-Shuster1.jpg
بهزاد کشاورزی

داستان مرگان شوستر
و اولتیماتوم روسیّه - بخش ۳

دولت روسیه منتظر جواب ایران نماند و بلافاصله به نایب السلطنۀ قفقاز دستور داد که گروهی نظامی برای اعزام به قزوین آماده سازد. چند روز بعد ( در ۲۴ آبان ) نایب السلطنۀ قفقاز دستور دیگری دریافت کرد مبنی بر اینکه تعداد چهار هزار نفر سرباز به ایران گسیل دارد. قرار بر این شد که از این گروه تعداد دوهزار نفر از مرز گذشته و مستقیمآ عازم تهران شوند و دوهزار تن دیگر پس از گذشتن از مرز ایران، به صورت ذخیره در قزوین منتظر دستور بمانند. وزیر مختار روسیّه دو روز بعد (۲۶ آبان)، به وزارت خارجۀ ایران رسمآ اطلاع داد که روسیّه با کشور ایران قطع رابطه کرده و قوای نظامی به سوی ایران روانه ساخته است (این اطلاعیه در حقیقت اعلام جنگ آن کشور بر علیه ایران بود). به د نبال آن، نیروهای روسیه در روز ۳۰ آبان از مرز ایران گذ شتند و در بندر انزلی فرود آمدند[۹].