abolfazl_mohagheghi_0.jpg
ابوالفضل محققی

در جستجوی تیرآرش!

درختی تنومند در دره ائی بسیار کهن در وادی فرغانه در ترکستان .شاید روزی روز گاری مردی که نیمش ز ترکستان بود و ملول از دیو دد ودر جستجوی انسان بر این درخت اساطیری تکیه زده باشد .انسانی که یافت نشد وآن یافت نشده آرزویش بود .آرزوئی دیرین !
اما من این آرزو را در جستجوی تیر آرش پی می گیرم , تیری که جان آزاده ای در اوست , راز عشق ,پایداری و آرزو های ملتی نگاشته بر آن !



برزین آذرمهر

از تکاوایی به هماوایی

عاقبت روزی هماوایی
سر بر آرد از تکاوایی
سر کند راه رهایی
سد گسل ،گردان پویایی



Aliasghar-Rashedan05.jpg
علی اصغر راشدان

دخمه ابابیل

با این کفش تنگ که انگار توش ریگ دارد و انگشت کوچک پام را آش و لاش کرده، از صلات ظهر تا ساعت دو، در به در دنبال دخمه ابابیل گشتم. سر آخر فهمیدم دخمه کنارم بوده و نیم ساعت گاو گیجه گرفته، دورش می‌چرخیدم، با این زبان الکن، از چند نفر پرسیدم، محل بیخ گوششان را نمی شناختند. ته یک خیابان سیاه و خط خطی شده ی کوچه مانند، یک خانم شصت هفتاد ساله سفیدموی محترم نظرم را جلب کرد، نزدیک شدم و آدرس دخمه را پرسیدم، سرا پام را برانداز کرد و به فارسی گفت:
« همین در آهنی زنگ زده مثل در خیبره. »



ا. رحمان

یکی از من می گذرد

یکی از من می گذرد
پاکشان و لرزان ،
از ستیغِ مهیب و هراس
می رود



Abbas-Shokri2.jpg
عباس شکری

گذار از «من» به «خود»

نگاهی به رمان «رمز»

در بین همه‌ی شبه داستانها، خاطره از همه به داستان نزدیکتر است. به همین دلیل، برخی از نویسندگان به جای داستان به نوشتن خاطره میپردازند. بعضی از داستان‌های معروف، برخاسته از خاطره‌ها هستند. خاطره‌هایی که در زندگی افراد اتفاق افتاده‌اند و بعدها با پراخت هنری نویسنده، تبدیل به داستان شده‌اند؛ مانند بعضی از داستان‌های کوتاه احمد محمود و حتی رمان "همسایه‌ها"ی او یا داستان‌های اولیه جمالزاده به گفته‌ی خودش، مثل داستان‌های "دوستی خاله‌خرسه". حتی "کلیدر" محمود دولت‌آبادی بر اساس خاطرات او شکل گرفته است.



nafisi.jpg
مجید نفیسی

بگذار آمریکا دوباره آمریکا شود

از میهنی گریخته بودم
که همسرم در آن تیرباران شد.
پیشمرگه‌ای مرا به ترکیه برد
وکیلی به فرانسه
و کفیلی به آمریکا.
چنین بود که شهروندِ این کشور شدم.



دکتر منوچهر سعادت نوری

خاکی : در زنجیری از سروده ها و ترانه ها

مرد مرادی، نه همانا که مرد/ مرگ چنان خواجه نه کاری‌ست خرد
جان گرامی به پدر باز داد/ کالبد تیره به مادر سپرد
قالب خاکی سوی خاکی فکند/ جان و خرد سوی سماوات برد…: رودکی



بهروز داودی

ديدار

شالى از حرير
بر شانه اش
لغزنده و زلال

طراوتى شكفته
در دست هايت



fereshte-moulavi02.jpg
فرشته مولوی

چند پرسش و چند پاسخ

گفتن از ادبیات مهاجرت و به دست دادن تعریفی از آن در چند خط نمی‌گنجد. اما این را می‌شود گفت و پذیرفت که سفر و کوچ فرصتی فراهم می‌آورد که دنیا را از دریچه‌ای بازتر دید. حالا اگر بپذیریم که نویسنده و شاعر کسی‌ست که شاخک‌های حسی کارآمدتری دارد، می‌رسیم به این که ادبیات کسی که تجربه‌ی کوچ را از سر گذرانده، می‌تواند چندگونگی و رنگارنگی بیشتری داشته باشد. به بیان روشن‌تر می‌خواهم بگویم که هرچند دنیادیده شدن و تجربه‌اندوزی به خودی خود خوب است، نمی‌شود حکم کلی داد یا مطلق‌نگری کرد و گفت که ادبیات مهاجرت همیشه و درهرحال برتر است. برتری و پرباری کار ادبی سوای فراخیِ نگرش بیرونی به ژرفایِ بینش درونی و توانمندی هنری شاعر و نویسنده هم بستگی دارد. همه می‌دانیم که حافظ هرگزسفرنکرده در سنجش با سعدی بسیارسفرکرده هیچ کم نمی‌آورد.



gilgamesh_louvre1.jpg
اسد سیف

گیل‌گمش، داستان بلوغ انسان

سومریان یکی از کهن‌ترین اقوام ساکن میانرودان (سرزمین میان دو رود دجله و فرات) بودند که از هزاره سوم تا هزاره دوم پیش از میلاد تمدنی درخشان پی ریختند که اثراتِ آن را هنوز هم می‌توان نه تنها در زندگی مردم آن منطقه، بل‌که بخش بزرگی از جهان مشاهده نمود. حکومت سومریان بعدها به دست آشوریان و سپس بابلیان افتاد و سرانجام کورش، پادشاه هخامنشی بر آنان تسلط یافت.



ali-azari-nemayesh-mordeha1.jpg
رضا اغنمی

علی آذری و نمایشنامه مرده ها

بررسی و نقد کتاب

کتاب اخیرا به دستم رسید. در چند سال گذشته بارها شنیدهبودم که باقر مدت هاست روی کتابی مربوط بهگذشته ها درباره شادروان علی آذری که یکی ازخویشاوندان نزذیک ش است کار می کند. می دانستم که همودرباکو زندگی می کرده، سرگرم فعالیت های هنری و درهمان شهر ازهستی رهیده است.



bijan-baran.jpg
بیژن باران

دانشمند شاعر

شاعر دانشمند منطق با احساس را در توازن دارد. ریاضیات زبان اختصاری مکالمه با طبیعت است. لذا شاعر عالم زبان دقیق ریاضی را در شعر بکار می برد. در علم احساس جای خود را به منطق داده؛ پس در شعر عالمان احساس شدید است. البته در شعر هم منطق هست؛ ولی احساس اولویت دارد. خلاقیت اصیل و نو بودن ایده است؛ در علم، شعر، کسب بروز می کند. تخیل توان تصور اقلام غیر حسی است. تخیل در کودکی آغاز شده؛ فرهنگ قوم بیان تخیل را همسو با جامعه می کند.



Mohsen-hesam02.jpg
محسن حسام

جاده

«خانم‌جان» هر روز خروسخوان از رختخواب برمي‌خاست. دست‌نماز مي‌گرفت و دو ركعت نماز صبحش را مي‌خواند. بعد ميرفت نوه‌اش «اسماعيل» را از خواب بيدار مي‌كرد كه پا شود، آبي به صورتش بزند، ناشتايي بخورد و برود به كارهاي روزانه‌اش برسد. تابستان در راه بود. صبح‌ها، هوا خنك و مه‌آلود بود. اسماعيل بنا به عادت اول نگاهي به لانة مرغ و جوجه‌ها مي‌انداخت، و تخم‌مرغي اگر مي‌ديد، برمي‌داشت توي سبد مي‌گذاشت. بعد در لانه را برويشان باز مي‌كرد.



امید همائی

کلید واژه های درد

کلید واژه های درد
کلید واژه ها
واژه ها
و دردهائی که برایشان واژه ای نیست.



بهمن پارسا

باغچه را بنگر

اینگونه پیش آمده است که اگر،
همه ی عقربه های جهان از گردش باز ایستند
سخن ِ آن شیرین سخن-ایرج-
راست خواهد آمد:
"یک موی زِ زهار چرخ کَنده نخواهد شد"



Abtin
آبتین آیینه

«رو به میهن، پُشت به دُشمن»

هنوز هم، هم پُشتِ رویاروی دُشمنِ میهن
فرِ کردارِ کشاورزانِ اسپهانی (اصفهانی)
نگاهِ نگارم را
به دهگانان* (دهقانان) آن آزادگانِ*
آن ایرانِ دورِ دیرین می کشاند؛



Aliasghar-Rashedan05.jpg
علی اصغر راشدان

صندوق اسرار

حول حوش بیست و پنج ساله و ترکه ای متوسط بود. پستا‌‌ن‌های برجسته ی هوس انگیزی داشت. گیس‌هاش به بلوندی میزد. چشمهای عسلی و لیخ ندعشوه گرانه و شیرین زبانی‌های کارکشته ش، خیلی از جوان‌های انزلی را دنبالش می کشاند. همه را ت الب چشمه می برد و له له زنان برمی گرداند. چشم‌های رفاصش پی مردهای میانه سال زن دار پرسه می‌زد.



wiliam-shekspear1.jpg
شعری از ویلیام شکسپیر با برگردان احسان طبری

زَر (طلا)

به نقل از نمایشنامه تیمون آتنی

ای فلزِ پُربَها، ای جادویِ رَخشَنده، ای زَر
زشت از تو گشته زیبا، تیره گوُن از تو مُنوّر
پَست والا، پیر بُرنا، کِذب حقّ، ناکس دلاوَر
چیست گوئید ای خدایان! ازچه رو این دیوِ اصفر



mohammad-binesh1.jpg
محمد بینش (م ــ زیبا روز )

دیدار معنوی مثنوی
بایزید بسطام (۲)

" ما نمی دانیم اصل سخن بایزید یقینا چه زبانی بوده است .ولی احتمال این که این سخنان را به پارسی گفته باشد و دیگران به عربی ترجمه کرده باشند بیشتر است ؛ به ویژه که مخاطبان او همه ایرانی و فارسی زبان بوده اند. اما گونۀ فارسی بایزید بی گمان با فارسی عصر ماو حتی فارسی رسمی موجود در کتاب های قرون پنجم و ششم تفاوت هایی درعرصۀ نحو و واژگان و بویژه حروف اضافه داشته است. آنچه مسلم است این است که زبان بایزید زبان ناحیۀ قومس بوده است."



دکتر منوچهر سعادت نوری

آریایی ها در دامنه ی رشته کوه‌ های زاگرُس

این رشته‌ کوه از غرب تا جنوب غربی ایران کشیده شده است. رشته‌ کوه زاگرُس از کرانه ‌های دریاچه ی وان در جنوب شرقی ترکیه آغاز شده و پس از گذشتن از استان ‌های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، همدان، مرکزی، ایلام، کهگیلویه و بویر احمد، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و لرستان تا استان‌ های فارس، کرمان و هرمزگان ادامه می‌یابد. دامنهٔ این رشته‌ کوه به شمال عراق نیز امتداد دارد.



reza-maghsadi2.jpg
رضا مقصدی

آه...می کشم برای آب

دستهای من، تُهی ست .
چشمهای من پُراز نگاه ِحسرت ست.
آه...می کشم برای آب.
زخم می زند دوباره روزگار
بر جهان ِجان ِخُرّم ام.



atefe-gorgin.jpg
عاطفه گرگین

لطفا سلاخی نشود

من دکتر علی اصغر حاج سید جوادی را در سال هایی که در روزنامه کیهان قلم می زد، شناختم. زیرا همسرم خسرو گلسرخی نیز در روز نامه کیهان با دکتر همکار بود و من در مجله فردوسی می نوشتم یک روز برای انجام مصاحبه ای برای یکی از نشریات به دیدارش رفتم و مصاحبه ای را با او انجام دادم. در پایان زمان خدا حافظی بمن گفت مایلم مصاحبه را قبل از اینکه چاپ کنید، ببینم. قبول کردم و قبل از چاپ برایشان فرستادم. دو روز بعد آن‌را برایم فرستاد با یک یادداشت سه کلمه ای که عبارت بود از این کلمات:
«لطفا سلا خی نشود»



masouddelijani.jpg
مسعود دلیجانی

خطایی ناگزیر

قدم به ره نهاده
نشسته بر سر سفره افطار.
آنجا که مردی عبا بر دوش
بی هیچ مکثی،
خون کارگران را در شیشه می خواهد.



Charles-Baudelaire.jpg
شارل بودلر

غزلِ پائیزی

برگردان از مانی

!زمن پُرسند دوچشمانِ بلورین وزُلال ات که: " هان
عاشق بوالعجب ام گوی، مرا حُسن بکجا مانده عیان؟ "
نازنین باش و خموش! این دلِ رَم کرده ی من از هَر
زخم، جز زِمعصومیِ حیوانِ زبان بسته مَگر



ا. رحمان

رودها به مرداب می رسند

شهر باز به نفس اُفتاده ،
روی پای خودش - بند نیست
مکث کردم
خیالم از شهر گذشت
که در خود مچاله
بیگانه تر از همیشه