ا. رحمان

و چنین است و بود
که کتابِ لغت نیز به بازجویان سپرده شد

نیمه های شب می آیند
در سکوتی که صدای پای مورچه هم
می آید
همیشه اینگونه است
با چند سوال ساده



بهمن پارسا

این پیر ، آن جام، این پیاله

به یاد دارم، و به روشنی به یاد دارم؛
آنروزها جامِ جهان نما بود
جامِ جهان نما به وسعت یک روزنه
با آیینه یی کِدِر و دود گرفته
گویی لوله ی "لامپا" بود!



Mahmoud-Kavir.jpg
محمود کویر

رویای چمدان عنابی برای ثلاث

چمدان عنابی در دست، کفش کتانی سپید به پا، شلوار جین آبی هم گویا پوشیده بودم. توی خیابان پر از جن بود. جن. جن های بسیار. با سم های گرد . ناخن هایی سیاه و بلند، گیسوانی سپید و دراز. ورجه ورجه کنان و غیه کشان جلوی ماشین ها را می گرفتن. دهان مسافران را بو می کردن. دستاشون را بو می کردن. چشماشون را بو می کردن. چند تا چند تا طنابی بلند بر کمر، تابوتی شکسته بر شانه از روی خاکریزها بالا و پایین می رفتن.



صادق شکیب

نقدی به رمان(مدار صفر درجه)

نوشته ی احمد محمود

استخوان بندی رئالیسمی که احمد محمود در این رمان آنرا پی می ریزد بر خلاف آثار چند دهه پیش نویسندگانی که رئالیسم آنها تک خطی و یک بعدی می بود ، چند وجهی و در ابعاد مختلف هنری پی ریزی و شکل گیری شده که بسی کار پر ارج و ستودنی است ودقیقاً حسن کار در اینجاست . ما به همین خاطر با یک رمان خوب و به یاد ماندنی و اثری دلنشین که سالیان درازی در بین ما خواهد ماند رو بروایم .



دکتر منوچهر سعادت نوری

مرد راه: از نگاه برخی سخنوران پارسی گوی

توصیف "مرد راه" به وسیله ی شاعران و سرایندگان ایران متفاوت است. در مجموعه زیر، "مرد راه" از نگاه برخی سخنوران پارسی گوی از جمله سعدی، حافظ، عطّار نِیشابوری، جامی، فروغی بسطامی، پروین اعتصامی، ملک ‌الشعرای بهار، شهریار، دکتر شفیعی کدکنی و دیگران ارائه و مرور می شود:



majid-sedghi.jpg
مجید صدقی

سه رخ - ایران امروز

بهناز جعفری بازیگر سینما و تلویزیون مانند بسیاری از چهره های سرشناس در سینمای ایران پیام های زیادی در شبکه های اجتماعی دریافت می کند ولی به ندرت به آن ها پاسخ می دهد. یک روز دراینستاگرام خود پیامی از دختری جوان به نام مرضیه شنید که به نظرجدی میرسید و به دنبال آن ویدئویی دریافت کرد که در آن مرضیه به دلیل اینکه خانواده اش به او اجازه تجصیل در مدرسه هنرهای دراماتیک و بازیگری را نمی دهند اقدام به خودکشی می کند. در همان زمان هم روزنامه ها درباره دختر جوانی مطالبی نوشتند مبنی براین که وی بخاطر عدم اجازه والدینش برای ورود به سینما دست به خودکشی زده است .



aliasghar-rashedan5.jpg
علی اصغر راشدان

دولت

(به مناسبت مجلس افطاری دولت )

من و وهاب تصادفا یک روز تو اداره استخدام و همان ماه اول رفیق ششدانگ شدیم. پاتوق نیم ساعت پیش از شروع کار اداری هر دو نفرمان شد آبدارخانه. من مجرد بودم و تو آبدارخانه صبحانه می خوردم. آبدارخانه دار برام املت درست میکرد. وهاب دواستکان چای می نوشید و باهم گپ میزدیم. نفسی گرم و مطالعات ادبی و تاریخی داشت و تعریف های خوبی می کرد. جوانکی تازه از سربازخانه مرخص و بلافاصله وارد اداره شده و هنوز چشم و گوش بسته بودم. پام رابه اطاق زنده یا دسیاوش کسرائی کشاند. چند سال با مثلا شعرهام وقتش را می گرفتم، با برخوردی خوش و حوصله تمام راهنمائیم می کرد...



س. سیفی

سایه‌ی اندیشه‌ی ابن مقفع در آثار سعدی

ابن مقفع دانسته و آگاهانه گذشته‌ی پربار تاریخی ایران را رو در روی فرهنگ مهاجم و غیر خودی عرب‌ قرار می‌داد تا آنان، به عقب‌نشینی از سنگرهای خویش مجبور گردند. در گزارش‌هایی از این دست شاهان ایرانی نمونه‌هایی کامل از اخلاق انسانی به حساب می‌آمدند تا مشروعیت خلیفه‌های عباسی را به هیچ شمارند. پس از ابن مقفع، به منظور پیگیری و ادامه‌ی راه او پندنامه‌های فراوانی از شاهان و وزیران ایرانی انتشار یافت. این پندنامه‌ها گفته‌هایی از انوشیروان، بزرجمهر، اردشیر بابکان، جاماسب و دیگران را در بر داشت که بعدها نمونه‌های فراوانی از آن به همه‌ی کتاب‌های عربی یا فارسی راه پیدا کرد. به واقع سعدی آغازگر چنین پدیده‌ای نبود. همچنان که با او نیز چنین موضوعی خاتمه نیافت.



ا. رحمان

«نفهمیدید دوست داشتن را...»
و «تنهایِ بی قرار»

خدا.../ سایه بیهودگی تان را
از سر ما کم نکرد،
نفهمیدید دوست داشتن را
زیادش مال‌‌ شماست
ما یک درصدی هستیم؛
افتادیم تهِ ورطه ای سیاه



Mohsen-hesam02.jpg
محسن حسام

به مناسبت به سامان رساندن پژوهش چهارده جلدی
معرفی یک کتاب جامع

تورقی در مقدمه‌ای بر ادبیات فارسی در تبعید، نوشته‌ی ملیحه تیرهگل

این کتاب به پنج فصل تقسیم شده است. نویسنده در فصل اول به تشریح چند مفهوم بطور فشرده پرداخته است. این مفاهیم، همانطور که تیره‌گل خود اذعان دارد، به عنوان ابزار کار به کار رفته‌اند. در فصل دوم به نظرات منتقدان «درون مرزی» نسبت به آثار نویسندگان «برون مرزی» پرداخته است. در فصل سوم از دیدگاه یک منتقد به مضامین و زاویه دید و تکنیک آثار هنری پرداخته است. نویسنده در این فصل بحث کشافی را در رابطه با جابجایی، تبعید و پیامدهای آن پیش کشیده است، هم از دیدگاه فرهنگی، هم از دیدگاه سیاسی. مسائلی از این قبیل: سفر اجباری، مسئله زبان و هویت، تفاوتهای فرهنگی و آداب و رسوم، و مهمتر از همه مسئله از خود بیگانگی.



محمد جواهرکلام

درباره ادبیات عرب و نویسندگان و شاعران عرب

اگر زمانی جامعه خوانندگان فقط نجیب محفوظ را از رهگذر تصاحب جایزه نوبل می شناخت، یا مثلا فقط با آثار جبران خلیل جبران یا نزار قبانی آشنا بود، امروز دایره شناختش از نویسندگان و شاعران فراتر رفته است و از پرتو تلاش مترجمان جوان، و دانشکدهای تخصصی ، خواننده با دهها نویسنده و شاعر جدید عرب آشنا شده است. بعضی مترجمان هم که انگلیسی می دانند، آثار ادبی عرب را از ترجمه های انگلیسی یا فرانسه آن به فارسی برگردانده‌اند.



bineshe-zibarouz3-s.jpg
محمد بینش (م ــ زیبا روز )

دیدار معنوی مثنوی
بایزید بسطام

(بخش نخست)

بایزید بسطامی به سال ۱۶۱ هجری قمری در شهر بسطام خراسان دیده به جهان گشود و پس از هفتاد و سه سال در ۲۳۴ هجری قمری دیده فروبست . آوازۀ زندگی وی چنان گسترده شد که امروزه در پس گذشت بیش از هزار و دویست سال هنوز نمی توان جدا از افسانه هایی که در باره اش بر ساخته اند به شرحی دقیق از تاریخ آن پرداخت .



seif.jpg
سيروس"قاسم" سيف

نگران روزه تان نباشيد!

خب، بعله، بستگی به آدمش دارد؛ البته، بلا نسبت شما، هميشه، آدم هائی هم پيدا می شوند که چوب لای چرخ بگذارند و هی بگويند که ما، اين را می خواهيم يا آن را می خواهيم؛ خب، حتما، برای اين مخالفت خوانی های خودشان هم ، دليلی دارند! منظورم به شما نيست. نخير. گله و شکايتی هم در کار نيست. نخير. اصلا و ابدا. هی شعار می دهند که خواستن، توانستن است! درست است. ما هم مخالفتی با اين نداريم که هرکسی به هرچی که دلش می خواهد و آرزويش را دارد، برسد! ولی، خواستن داريم تا خواستن! متوجه منظور من که هستيد؟!).



MalekMotiei1.jpg
رضا مقصدی

یک قصه بود / هرچند ناتمام

مردی شِگفت بود.
با مردمش پیاله زد وُ از زمانه گفت.
در "قیصر" ش، شکُفت.
از سالها ی دور
درد ِ بلند ِ تیغه ی چاقورا
در پُشت ِزخم خورده ی خود داشت.



بهمن پارسا

ترانه و خرچنگ

از همانشب بار ها در گیر این بحث شدیم که چرا در تاریخِ آدم عشق همواره مذکر و یا مذکّر وار تعریف شده؟ چرا همواره مردی عاشق ِ زنی بوده و بر عکس. ادبیات ِ جهان لبریز است از این افسانه ها و قصّه ها . مردی ،زنی را دوست دارد، ویا زنی عاشق ِ مردی است ، و این نهایت زیبایی و تقّدس شاعرانه و عاشقانه تاریخ هنرِ بشری است. هرگز کسی نبوده و یا آنقدر کم و بی اهمیت بوده که بگوش تاریخ نرسیده، که از عشق جانسوز مردی به مردی و یا زنی به زنی گفته باشد و یا تراژدی و حماسه یی ازاین منظر ساخته باشد.



Aliasghar-Rashedan05.jpg
علی اصغر راشدان

طلافروش

قبلنم گاهی قمپز میومد. باد تو غبغبش مینداخت و می گفت: هواورت نداره، بابای بچه ی من طلا فروشه، چن سر و گردن از بچه ی گدا گدوله هاب الاتره. می گفتم: همینه که ت انزدیک چل سالگی نمیتونه بینی شو بالابکشه و دستش ت وجیب ننه باباشه، سوسول گوزعلیشا. از بچگی باهم بزرگ شدیم. لیسانسه و پابه پای هم، یه عمرم علم بودیم، اما سواد چندونی نداره، تموم زندگیش دنبال پول پرسه و له له زده. تو همین قضیه رضیانی که ب اطلا فروش نامیدنش، عقده گشائی و بیسوادی شو جبران میکنه و ازش چماق درست کرده و تو سراین و اون میکوبه، یه سال تمونم تفره تقلا زد و با ده تا واسطه باهاش ازدواج کرد که به نظر خودش از فلان و بهمان کمتر نباشه و چسی بیا دو بگه شوهرم طلا فروشه.



Charles-Baudelaire.jpg
شارل بودلر

رویایِ یک فضول

برگردان از مانی

میشناسی چون من آیا طعمِ نغرِ درد را؟
نَهی خود را کرده ای اینسان تو : " ای مَردک، هلا!"
مرگ مُشرف بود وتشویشی عجیب ام در نهان،
قلبِعاشق پُر ز آمال، هم هراسی بیکران،



رضا شکیبا

هُنرمندِ «خوب، بد، زشت!»

هبر در دیدار با شاعران گفت: «شعر فارسی در طول تاریخ، شعری عفیف و محجوب بوده؛ بکوشید این عفت و پاکی همچنان محفوظ و پایدار بماند.» وِی در ادامه فراموش کرد بگوید: «البته طولِ تاریخِ شعر فارسی را نباید به اندازه ای دراز کرد که شعر خیام و عُبید و عشقی و فرخی را هم در بر بگیرد؛ چون اگر طول تاریخ را رُخصت دهیم که «آتش به اختیار » شود صفِ شعرِ محجوب و نامحجوب مخدوش می شود!



nafisi.jpg
مجید نفیسی

از خلیج تا خیزابها

هر سال اینجا با خدا
مرا وعده‌ی دیداریست
خدایی که به صد زبان حرف می‌زند
می‌دود، راه می‌رود
علف می‌کِشد، مست می‌کند
و سراپا برهنه است.