:: آرشيو ماهانه

  • اکتبر 2017
  • سپتامبر 2017
  • اوت 2017
  • ژوييه 2017
  • ژوين 2017
  • مه 2017
  • آپريل 2017
  • مارس 2017
  • فوريه 2017
  • ژانويه 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • آیدین آبایی
  • ماشالله آجودانی
  • کتایون آذرلی
  • برزین آذرمهر
  • محمد آزادگر
  • جهان آزاد
  • شهرزاد آزاد
  • مهیار آشنا
  • مانا آقائی
  • شهلا آقاپور
  • علی‌ آلنگ
  • گیل آوایی
  • آبتین آیینه
  • محمد احمدیان
  • محمد احمدیان(امان)
  • پگاه احمدی
  • حميد احمدی
  • فریدون احمدی
  • ایرج ادیب‌زاده
  • پرستو ارستو
  • ع. اروند
  • ع. اروند
  • فرخ ازبرى
  • مهدی استعدادی شاد
  • یاور استوار
  • رضا اسدی
  • آرش اسلامی
  • محمدعلی اصفهانی
  • مهدی اصلانی
  • نيكروز اعظمى
  • رضا اغنمی
  • احمد افرادی
  • نادره افشاری
  • محمد افشار
  • بیژن اقدسی
  • حمید اکبری
  • بهار الماسی
  • الهه امانی
  • بهمن امینی
  • لاله ايرانی
  • دنیز ایشچی
  • م. ايل بيگی
  • مهرداد ایمانی
  • آبتین آیینه
  • بیژن باران
  • جلیل باران
  • طاهره بارئی
  • خسرو باقرپور
  • ناهید باقری- گلداشمید
  • الهام باقری
  • خالد بایزیدی(دلیر)
  • رضا بایگان
  • عباس بختیاری
  • رضا براهنی
  • علی محمد برنوشیان
  • ادیب برومند
  • م . ت . برومند
  • منوچهر برومند
  • علیرضا بزرگ قلاتی
  • کاوه بنائی
  • رحمت بنی اسدی
  • شهلا بهاردوست
  • محمد بهارلو
  • ملک الشعراء بهار
  • سیمین بهبهانی
  • کریم بهجت‌پور
  • بهرام بهرامی
  • فیروز بهرام
  • امید بهرنگ
  • سید حیدر بیات
  • آزاده بی پروا
  • سیامک بیداروند
  • مسعود بیزارگیتی
  • رضا بی شتاب
  • سياوش بيضايي
  • محمدرضا بیگی
  • محمد بینش (م ــ زیبا روز )
  • ب. بی‌نیاز (داریوش)
  • جواد پارسای
  • بهمن پارسا
  • فریاد پاشاکی
  • ناصر پاکدامن
  • علی پاینده جهرمی
  • علیرضا پرویز
  • شهلا پزشکزاد
  • دکتر عارف پژمان
  • هژیر پلاسچی
  • محبوبه پورجعفر
  • احمد پورمندی
  • روح انگیز پورناصح
  • شهرام تابع‌محمدى
  • مازیار تپوری
  • لقمان تدین نژاد
  • هایده ترابی
  • منوچهر تقوی بیات
  • حمید تقی آبادی
  • شکوفه تقی
  • فریدون تنکابنی
  • سعيد توکل
  • ملیحه تیره گل
  • خسرو ثابت قدم
  • نادر ثانی
  • دکتر شهلا جاسمی
  • پرویز جاهد
  • علی رضا جباری
  • سپیده جدیری
  • محمد جلالی چیمه (م. سحر)
  • بهروز جليليان
  • افسانه جنگجو
  • هادی جواهری لنگرودی
  • هادی جواهری
  • گلرخ جهانگیری
  • ژاله چگنی
  • سارا حافظی صافی
  • سینا حافظی
  • مهرزاد حافظی
  • فرنگیس حبیبی
  • حسن حسام
  • محسن حسام
  • کامروز حسنی
  • غلام حسين بيگي(ح- هادی)
  • سعید حسینی
  • محمد رضا حق پناه
  • ناظم حکمت
  • محسن حکیمی
  • حمید حمید بیگی
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • افسانه خاکپور
  • منصور خاکسار
  • نسيم خاكسار
  • جلال خالقی مطلق
  • علی خردپیر
  • مجید خرمی
  • مهدی خطیبی
  • سارا خوزی
  • محمود خوشنام
  • اسماعیل خویی
  • حسین دانائی
  • مزدک دانشور
  • بهروز داودی
  • پرویز داورپناه
  • محمود درويش
  • مسعود دلیجانی
  • آزاده دواچی
  • حسین دولت آبادی
  • اشرف دهقانی
  • فرزانه راجی
  • علی اصغر راشدان
  • مریم رئیس دانا
  • محمد ربوبی
  • بیژن رحمانیان
  • ناصر رحمانی نژاد
  • بهرام رحمانی
  • ا. رحمان
  • حامد رحمتی
  • عبدالعلی رحیم خانی ( گلی )
  • احمد رحيمي
  • س. رحیمی
  • عتیق رحیمی
  • ناصر رحیم‌خانی
  • ر. رخشانی
  • مهرانگيز رساپور (م. پگاه)
  • جلال رستمی
  • شیرین رضویان
  • محسن رفعتی
  • الف رفيوجی
  • وانشا رودبارکی
  • بهناز روشن روان
  • روشنک
  • محمد روشن
  • ملیحه رهبری
  • فريبرز رييس‌دانا
  • ساناز زارع ثانی
  • زاگرس زاگرسی
  • زاگروس
  • ناصر زراعتی
  • راشل زرگریان
  • حسن زرهی
  • علیرضا زرّین
  • علیرضا زرّین
  • حسین زندی
  • بهمن زنگنه
  • مهران زنگنه
  • آریو ساسانی
  • م. ساقی
  • حبيب ساهر
  • زهره ستوده
  • فرشته سخائی
  • جلال سرفراز
  • فرج سرکوهی
  • شهزاد سرمدی
  • محمد سطوت
  • مریم سطوت
  • دکتر منوچهر سعادت نوری
  • سهيلا سعدان
  • آتوسا سلطان زاده
  • هدایت سلطان زاده
  • گلسير سلمخار كوهي
  • آزاده سليمانی
  • عباس سماکار
  • شیرین سمیعی
  • مجيد سيادت
  • س. سیفی
  • احمد سیف
  • اسد سیف
  • سيروس"قاسم" سيف
  • نصرت شاد
  • ع. ش. اروند
  • محمد علی شاکری یکتا
  • احمد شاملو
  • مرضیه شاه بزاز
  • مهستی شاهرخی
  • نوشین شاهرخی
  • اندیشه شاهی
  • منصوره شجاعی
  • محمد رضا شفیعی کدکنی
  • جعفر شفیعی نسب
  • روحی شفیعی
  • شهلا شفيق
  • ایرج شکری
  • عباس شکری
  • صادق شکیب
  • م. شکیب
  • میترا شکیب
  • مختار شلالوند
  • محمد شمس لنگرودی
  • فواد شمس
  • محمود شوشتری
  • صادق شهرکی
  • بهروز شیدا
  • نیلوفر شیدمهر
  • احمد شیرازی
  • خسرو صادقي بروجنی
  • علیرضا صالحی مقدم
  • سید علی صالحی
  • منوچهر صالحی
  • محمود صباحی
  • ماریا صبای مقدم
  • عباس صحرائی
  • جهانگیر صداقت فر
  • مجید صدقی
  • علی صدیقی
  • هیلا صدیقی
  • یوسف صدیق (گیلراد)
  • ی. صفایی
  • عیسی صفا
  • محمود صفریان
  • جمال صفری
  • محمد حسن صفورا
  • جواد صلاحی
  • مـه نـاز طالبی طاری
  • جواد طالعی
  • شهاب طاهرزاده
  • فرح طاهری
  • زری طبایی
  • حسن طلا نژاد
  • شبنم طلوعی
  • منیر طه
  • فروغ طیاری
  • محمدامین عاشوری
  • اصغر عربشاهی
  • رضا عرب
  • بتول عزیزپور
  • آرش عزیزی
  • میرزاآقا عسگری. مانی
  • علیرضا عسگری
  • رضا علامه زاده
  • رضا علوی
  • محمود علی آبادی
  • اشرف علیخانی
  • سرور علی محمدی
  • سیروس علی نژاد
  • میر مجید عمرانی
  • منوچهر عوض نیا
  • گلناز غبرایی
  • فرامرز غفاری
  • شهناز غلامی
  • محمد فارسی
  • مسعود فتحی
  • لیلا فرجامی
  • راحله فرج زاده
  • فروغ فرخ زاد
  • فهیمه فرسایی
  • رضا فرمند
  • احمد فرهادی
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • فرانک فرید
  • محمّد رضا فشاهی
  • امید فلاح آزاد
  • مهدی فلاحتی
  • مجـيـد فلاح زاده
  • آراز فنی
  • پروفسور فرهاد قابوسی
  • فرهاد قابوسی
  • کبری قاسمی
  • نزار قبانی
  • محمد قراگوزلو
  • احد قربانی
  • قهرمان قنبرى
  • آزیتا قهرمان
  • کمباور کابلی
  • بیژن کارگر مقدم
  • محمود کاشفی
  • رحيم کاکايی
  • رحيم کا‌کايی
  • جاسم کرباسی
  • لیلا کردبچه
  • کاظم کردوانی
  • بهزاد كریمی
  • سیاوش کسرایی
  • شقایق کمالی
  • حسین کمال‌زاده
  • شامل کناری
  • عبداله كوثری
  • منصور کوشان
  • مجتبا کولیوند
  • مهدی کوهستانی
  • ه. لیله کوهی
  • محمود کویر
  • محمود کیانوش
  • تهمورث کیانی
  • یاسمن گرامی فرد
  • عاطفه گرگین
  • عباس گلستانی
  • حسن گل محمدی
  • کوروش گلنام
  • علی گوشه
  • کامبیز گیلانی
  • بهروز گیلک
  • مسعود لقمان
  • احمد لنگرودی (فردایی)
  • م. لنگرودی
  • ه . لیله کوهی
  • سحر مازیار
  • عفت ماهباز
  • ابوالفضل محققی
  • آرمان محمد پور
  • محمد امین محمدپور
  • محمد محمدعلی
  • عارف محمدی
  • میترا محمودی
  • سهراب مختاری
  • حسین مدنی
  • نسرین مدنی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • رضا مرزبان
  • ژیلا مساعد
  • نصرت‌اله مسعودی
  • شاهرخ مسکوب
  • بهروز مطلب زاده
  • عزیز معتضدی
  • محمود معتقد ی
  • اسماعیل معزّی
  • هوشنگ معین زاده
  • بابک مغازه ای
  • رویا مقدس
  • رضا مقصدی
  • دكتر محمد ملکی
  • عمار ملکی
  • امیر مُمبینی
  • پری منصوری
  • نجمه موسوی - پیمبری
  • جواد موسوی خوزستانی
  • پژمان موسوی
  • فرشته مولوی
  • امیر مومبینی
  • باقر مومنی
  • پرویز مویدی
  • امیر مهاجر سلطانی
  • نیلوفر مهدیان
  • بهرامِ مهران
  • اردشیر مهرداد
  • امیر مهیم
  • میرزاتقی خان
  • میرزا تقی خان
  • مهین میلانی
  • پریسا میم
  • برزو نابت
  • نادر نادر پور
  • صفیه ناظر زاده
  • خسرو ناقد
  • کمال الدین نبوی
  • اسحاق نجم الدین
  • جمیله ندائی
  • امرالله نصراللهی
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • فرح نوتاش
  • پرتو نوری علا
  • لیلا نوری نایینی
  • نوشین
  • احد واحدی
  • دکتر ایرج والا
  • نورالله وثوق
  • شاداب وجدی
  • شميم ورزنه
  • اسماعیل وفا یغمائی
  • عباس هاشمی
  • الف. هامون
  • مهناز هدایتی
  • ابراهیم هرندی
  • امید همائی
  • داریوش همایون
  • همنشین بهار
  • رضا هیوا
  • دکتر محمد حسین یحیایی
  • بابک یحیوی
  • علی یحیی پور سل تی تی
  • پيرايه يغمايی
  • محسن یلفانی
  • شهره یوسفی
  • سعید یوسف
  • Aliasghar-Rashedan05.jpg
    علی اصغر راشدان

    باغ بی درخت

    عصرپنجشنبه سوارپیکان تنظیم موتوروسرویس کامل شده شدیم وراندیم روسینه کش جاده. شش ساعت تمام نوارالهه، مرضیه ودلکش گوش ویک نفس گازدادیم.
    خسته واردخانه قدیمی پردرخت که شدیم، بوی کوکوی سبزی ونان تافتون وماست محلی چیده شده روسفره، اطاق راپرکرده بود. نیمه بیدار، شام خورده – نخورده، به مادرش گفت:
    « ماداغونیم، ازتهرون تااینجایه نفس اومدیم...»



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت پایانی)

    او زمانی که دریچه قلب‌ها بازشوند، مهر جای‌گزین کینه گردد و انسان‌ها به ‌راستی برادری و خواهری برای هم باشد؛ غبار از چهره تاریخ خواهد زدود و از زبان زیباترین فرزندان این آب‌وخاک از آزادی و عدالت با شمایان سخن خواهد گفت! از زبان کسانی که در سنگین‌ترین روزهای این سرزمین غم‌بار سرودخوان در پای چوبه‌های اعدام ایستادند و نخستین جرعه شبنم سحرگاهی را سر کشیدند، تا خورشید از گلویشان اگر نه آن روز، بلکه به روزگاران طلوع کند و این سرزمین گرفتار در سیاهی را روشن نماید! او دل نوشته‌های هزاران مادر به همراه وصیت‌نامه‌های کوتاه فرزندانشان را از چمدان‌های کوچک، از کمدهای قدیمی، بیرون خواهد کشید و به داوری آیندگان خواهد گذاشت. من به آن روز ایمان‌دارم!



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت بیست و یکم و بیست و دوم)

    عید درراه بود سال شصت‌وهفت داشت به پایان می‌رسید. از تمامی آن‌همه زندانی، بیشتر از چند صد نفر باقی نمانده بودند. هفته اول اسفند تمامی آن‌ها را آزاد کردند. بدین‌گونه همه‌چیز پایان یافت! تو و پسر عصمت خانم، در میان آنان که از جهنم اوین برگشته بودند نبودید! تو را و او را از دروازه دیگری عبورتان داده بودند. دروازه مرگ!



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت نوزدهم و بیستم)

    دستان پدران و مادران، زمین را می‌کاوند. دستی و سپس صورتی با ریشی انبوه از دل خاک بیرون می‌آید با پیراهنی چهارخانه بارنگ‌های سفید و سرخ. هنوز فریاد خواهر در هوا موج می‌زند که خواهری دیگر کمی آن‌سوتر صدا می‌زند: آخ برادرم! برادرم! و پیکری دیگر از خاک بیرون می‌افتد. خانم لطفی خود را روی جنازه می‌اندازد: " انوشم دوستت نیز اینجا در کنار تو خوابیده است!" جنازه را می‌شناسد دست در گردن خواهر او می‌افکند. گورستان در بهتی عمیق فرورفته است. نخستین گور دسته‌جمعی، با هزار زبان بی‌زبان، دهان می‌گشاید و همه را به داوری و تظلم خواهی فرامی‌خواند!



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت هیجدهم)

    فتم: "گونه‌ات را به شیشه به چسبان! می خواهم ببوسم ". گفتی: " به یک شرط! اول شما دست هایتان را به شیشه به چسبانید!" نمی خواستم دست هایم را ببوسی؛ گونه ام را به شیششه چسباندم؛ خندیدی و بوسیدی. گوئی شیشه ای دربین نبود؛ حسی زیبا در تمامی بدنم پیجید. گونه ات را به شیشه نهادی بوسیدم. بوسه‌ای که هنوز آن را حس می کنم. یاد گرفته ام، یاد داده اند به مادران، بوسیدن از پشت شیشه را! از پشت قاب عکستان را! سال ها ست باهمان قاب عکست، در خانه حضور داری.



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت هفدهم)

    "می‌دانید، دوری او برایم بسیار سخت است یک‌طرف قلبم خالی‌شده. دل‌تنگ او هستم. اما همین‌که رفت من دوباره زنده شدم. بار اول که خارج شد در مرز او را دستگیر کردند. وقتی شنیدم، تمام شب در سجده بودم درد در تمام بدنم می‌پیچید. گفتم: خدایا سال‌ها عبادتت کرده‌ام، هراندازه امتحانم کردی طاقت آوردم، اما طاقت این امتحان را ندارم. پسرم را به من برگردان وگرنه دیگر بنده تو نخواهم بود!"



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg

    چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت شانزدهم)

    قادر به صحبت نبودم. همان‌طور مات نشسته بودم. چیزی مانند یک گردو راه گلویم را بسته بود. هیچ حسی نداشتم! حتی قادر به تکان دادن دست و پایم نبودم. دلم می‌خواست تنها بتوانم روی تختت دراز بکشم، دهانم را روی بالشت بگذارم و نفس عمیق بکشم. نمی‌دانم چند مدت همان‌گونه بر صندلی نشسته بودم. نمی‌خواستم به تو فکر کنم. ذهنم قادر به فکر کردن نبود. سنگین و خالی! چه خواهم کرد؟ کجا خواهم رفت؟ از فکر کردن به تو هراس داشتم. هر بار که مقابلم ظاهر می‌شدی خون آلود بودی! بسته به تختی در اطاقی تاریک، صدای فریاد، درد، خونابه، چهره‌های وحشتناک با ریش‌های انبوه و چشمانی مات که دوره‌ات کرده بودند. فریاد می‌کشیدم خدایا کمکش کن.



    س. سیفی

    ذِکر همه عضوی روا نباشد / سعدی

    سعدی ضمن دسته‌بندیِ موضوعی گلستان، چیزی قریب صد و نه حکایت را در باب هشتم آن آورده است. بابی که "در آداب صحبت" نام می‌گیرد. او در همین باب داستانی را می‌آورد تا به مخاطب خویش توصیه کند که انسان در محاوره‌ی عمومی به حتم باید از به‌کارگیری نام برخی اعضایش بپرهیزد. سفارش او به شکل زیر در این باب انعکاس می‌یابد: "ریشی (زخمی) درون جامه داشتم و شیخ (استاد) از آن هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی که کجاست. دانستم از آن احتراز (پرهیز) می‌کند که ذکر همه عضوی روا نباشد ...".



    mohammad-farsi03.jpg
    محمد فارسی

    زمزمهء شبانه !

    میان تن تو
    گم کرده ای دارد
    دستان تشنه ء من .
    آنجا
    که بی انتهائی بُهت است
    و پاسخی به گوارائی تشنگی ام .



    ا. رحمان

    اضطراب کدام روزهای نیامده

    ببین با این همه راه طولانی
    با کوله باری از کلمه ها
    بعد از آن سالهای طوفانی،
    آذرخش در آسمان تیره درخشید
    باران هم آمد



    Mohammad
    محمد احمدیان(امان)

    از داوری خویش

    من جزیی از کل هستم. اما من تابع کل نیستم. به آن تعلق دارم. چنان چه جزیی از کل نمی بودم، برایم راحت تر می بود. چنان چه تابع کل می بودم، برایم راحت تر می بود.
    به خدا یا آفریننده می گویم، حالا که تو برایم این چنین دشوار کرده ای، به خود زحمت می دهم، داوری کنم. از داوری خویش تبعیت خواهم کرد.



    رضا اغنمی

    روزها در راه

    نقد وبررسی کتاب

    این کتاب با ارزش با تضادهایی که درداوری خط مشیِ گفتارها وآثار و سلیقه ی دیگران دارد، نمونه دم دستی: (بارها ازبزرگ علوی با گفتاری ستایش آمیز یاد کرده، آخرسر اورا "عوضی" خطاب می کند)، با این حال اثری ست خواندنی و تاریخی، از یک نویسنده آگاه و جستجوگر با دانش که تا آخرین روزهای زندگی در راه پیشبرد فرهنگ ایران درتلاش بود و درتبعید ناخواسته از جهان رفت.



    بهروز داودی

    ياقوت *

    رنج نامه ى سى ساله ات
    در دست
    چشمى
    به مرزهاى بى نشان
    چشمى
    به كناره ى ميدان
    نگران



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی در یک کمد قدیمی (قسمت پانزدهم)

    ما نگران بودم یک روز با خوشحالی آمدی گفتی: "بیشتر بچه های قدیمی سازمان و رهبری از ایران خارج شدند. حال من نفسی راحت میکشم". پرسیدم: "تو چرا نرفتی؟" نگاهم کردی؛ می‌دانستی که دلم می خواست که تو هم خارج می‌شدی. راستی! تو چرا نرفتی و ماندی؟



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی در یک کمد قدیمی (قسمت چهاردهم)

    پدر توان برخاستن نداشت. تابوت پسرش را در مقابلش قرار دادند. تاکسی‌باری گرفت و جنازه پسرش را به آن باغ دور افتاده برد. تنها کسی که به‌ یاریش شتافت، پسر تنها عرق فروشی شهرشان بود که در همان شهر رشت زندگی می کرد. ترس را کنار نهاد؛ بی‌هراس از عاقبت کار یاریش داد. مادر، بالای جنازه فرزند نشست و آن دو مرد در آن زمین سخت سنگی، گور کندند و جنازه را دفن کردند.



    Aliasghar-Rashedan05.jpg
    علی اصغر راشدان

    حضور در مجلس ختم خود

    «تو مجلس ختم و فاتحه این بنده خاص حضور یافته ایم. ختم، یعنی خاتمه یافتن زندگی نکبتبار دنیوی. فاتحه، یعنی فتح باب، یعنی بازشدن درهای بهشت، رسیدن به وصال حوریه و غلمان بهشتی، جوی های جاری شیر و شکر و شراب. خوشابه حال این بنده خاص که به لقاالله پیوست وغرقه شدن در آن همه نعمات بهشتی....»



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی در یک کمد قدیمی (قسمت سیزدهم)

    چقدر در آن سال‌های سخت مونس من شد. چه میزان آرامشم داد. زنی که مثل کوه بود و می‌توانستی به او تکیه کنی! حال خسته و دل‌شکسته سر بر زانویم نهاده بود. دست به موهای بلندش که بیشتر سفید شده بود کشیدم. هر بار که دست بر مویش می‌کشیدم گوئی هزاران رشته که نمی‌دانستم از کجا سرچشمه می‌گرفتند، تمام وجودم را در خود می‌پیچاندند و آرامشی لذت‌بخش را که قادر به توصیف آن نیستم در من ایجاد می‌کردند.



    reza-maghsadi-1s.jpg
    رضا مقصدی

    جایی که «کلمه» ، «حرف» می زند

    با خسرو گلسرخی به نمایشگاهی رفته بودم تا تماشگر ِ رقص ِ "خط" های اردشیر محصص هنرمند ارجمند ِ کاریکاتور باشیم. دیوارها سرشار از رفتار ِخط های پُراعتبار ِاو بودند.محصص در گوشه ای، آرام وُ بی کلام وبا حُجب وُ حیای همیشگی اش نشسته بود واز پس ِ پشت ِ عینک ِ درشت ِ ذره بینی اش ،باچشمهای ریزوُ تیزش ،در سکوتی طولانی وسری فرو افکنده، تنها به تماشاگران ،نگاه می کرد وُ دیگر هیچ.



    Nilofar
    نیلوفر شیدمهر

    دمیده

    برمی‌گردم
    بادهانی همه تمشك تو را
    از خواب بيدار می‌كنم
    تو سرا‌پا جنگلی
    بوی دميدن و نمی
    از عشق‌بازی پیش از صبح



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی در یک کمد قدیمی (قسمت دوازدهم)

    دو هفته بعد هیوا همراه دیانا از ایران خارج شدند. سروه خانم و پدر مادر دیانا تا آخرین شهر مرزی با آن‌ها رفتند. آن‌ها شب از مرزعبور کردند و ده روز بعد خبر رسیدن و سلامتی خود را از سوئد دادند. سروه خانم بعد از مدت‌ها خوشحال بود. گفت: "آخرش خدا مجبور شد حداقل برای یک‌بار هم که شده در رحمتش را به رویم باز کند و اندک آرامشی به قلبم دهد."



    Nasim-Khaksar4.jpg
    نسيم خاكسار

    پنهان میان برگ برگ سبزی‌ها و شکفتن در تاریکی‌ها

    خوانشی از دو کتاب زندان: "شب بخیر رفیق" نوشته‌ی احمد موسوی و "مالا" از محمد خوش ذوق

    زندان و کشتار زندانیان سیاسی یکی از این مقوله‌هاست. مقوله‌ و مفهومی که برای شناختن آن و رسیدن به یک مفهوم عام و فراگیر، باید آنچه را که از آن، در خاطرات زندانیان ریز به ریز شرح داده شده یا در داستانها آمده، در ربط با آن مفهوم کلی که بیان وجودی ماست زیر ذره بین بیاوریم تا به صورت امری تجربی درآید. یکی از این کارها خواندن دقیق آنهاست. ذهن ما انبار خاطره‌های کمرنگ یا فراموش شده است. پس خواندن دقیق ما ربط به آگاهی دارد. ربط به بیداری دارد. بیداری از بیدار بودن حاصل می‌شود. بیدار بودن به امور واقع و بُردن امور واقع به درون یک تجربه عام و آشکار و از دل آن درآمدن. تجربه‌ای عام که بتواند پاسخگوی پرسشهای وجودی ما در امر مبارزه با نظام جنایت پیشه‌ای باشد که رفتار زندانبان‌هایش در زندان‌های سیاسی با زندانی‌ها نشان دهنده ماهیت آن است.



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی در یک کمد قدیمی (قسمت یازدهم)

    هنوز گروه سیاسی که پسرش در آن فعالیت می‌کرد با خمینی می‌جنگیدند. من هم دلم می‌خواست بروم. اما همان اندک دیدن تو برایم همه‌چیز بود. حتی یک دقیقه یک ثانیه آن. حس زیبایی آن لحظه که در را برایت می‌گشودم و چهره خندانت پشت در ایستاده بود! می‌دانستی که لذت می‌برم، خود تو هم لذت می‌بردی. هیچ‌وقت با کلیدت در را باز نمی‌کردی. در می‌زدی و در انتظارم می‌ماندی. خنده‌دار است من هم همیشه اگر بیرون می‌رفتم و بازمی‌گشتم، در می‌زدم. فکر می‌کردم باشد که در غیبت من آمدی در زدی نبودم، داخل شدی و حال در را به رویم بازخواهی کرد. گاه چنین می‌شد!



    mohammad-farsi03.jpg
    محمد فارسی

    شوکران نوشان!

    در کجای جهان ایستاده اید؟
    دست در دست خورشید
    چشم در چشم شیطان
    گسترده فرش زیر پای وجدان
    یا در بسته ؛بروی ایمان؟
    با جام شوکران در دست
    یا جامی ز خون انسان؟



    ا. رحمان

    دنیا،
    پشت آرزوهایمان به خواب رفته


    کسی پشت در نماند
    بدون خداحافظی ِِ این کرانه های
    قریبِ امیدوار...
    ما را فراموش کند
    و در کنار آتشِ بیداد
    رو به آرزوهایمان ماندیم-



    bineshe-zibarouz3-s.jpg
    محمد بینش (م ــ زیبا روز )

    سحوری

    می سوزم از نگا هت خوش می کشی به خویشم
    باز آ که بی کنارت، حیران و دل پریشم
    گاهی مرا بخوانی، گاهی ز خود برانی
    مهر و عتاب هر دم ، آورده نوش ونیشم
    آیینۀ محبت، صافی ست از صفایت
    ای وای اگر به آهی ، تاری شود ز خویشم



    »  رقص ماه
    »  ديـــده شــــدن در محـاصــــره
    »  واکسی
    »  زمان، همه ی زمان
    »  چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت دهم)
    »  سیندرلا بعد ازنیمه شب
    »  امانت دار شهر!
    »  چمدانی در یک کمد قدیمی (قسمت نهم)
    »  هفت پیرمرد*
    »  حسرت خاموش
    »  قصه پردازی در متن های کهن ایرانی
    »  نگهبان بند
    »  دو راهبرد
    »  چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت هشتم)
    »  آزادی و خودسالاری ِ کُردستان خجسته باد!
    »  بی تو
    »  مثل یک سیب ِ تَرَ ک خورده ،هراسانم
    »  چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت هفتم)
    »  بخوان...
    »  چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت ششم)
    »  هما میرافشار: شاعره ای موسیقی دان و ترانه سرا
    »  چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت پنجم)
    »  هشدار!
    »  طاووس خانوم
    »  درزو اوزالا