logo





آرشيو مقالات


»  غمی که با غروب آمد....! [۱۳ ژوين ۲۰۱۷]
»  یک صبحگاه خونین در کابل زمین [۳۱ مه ۲۰۱۷]
»  نرگس ، رمز پایداری باغ! [۲۹ مه ۲۰۱۷]
»  دیدار با نوروز در ایستگاه قطار! [۱۶ مارس ۲۰۱۷]
»  عشق، آزادی و کلاغ! [۱۵ فوريه ۲۰۱۷]
»  هوای شرجی بندر، دروغ کمتر گفت! [۲۴ ژانويه ۲۰۱۷]
»  چه بگویم خواهر! [۱۰ نوامبر ۲۰۱۶]
»  زنجیردار شب، جنگل به خون تو تشنه است ! [۰۲ نوامبر ۲۰۱۶]
»  از زندان کوچک تا اسارتگاه مجلل! [۱۰ اکتبر ۲۰۱۶]
»  کودتای اردوغان علیه ترکیه! [۲۵ ژوييه ۲۰۱۶]
»  چارشنبه سوری شکوهمند یک پرنده! [۱۴ مارس ۲۰۱۶]
»  چه کس سپرد به دژخیم جواز تیغ کشی؟ [۱۱ فوريه ۲۰۱۶]
»  ایران اسلامی ، اسارتگاه شاعران و دیگراندیشان! [۰۶ ژانويه ۲۰۱۶]
»  شب یلدا ورنگ پریده ی برف! [۲۱ دسامبر ۲۰۱۵]
»  بهار، چکمهء خود را به آفتاب سپرد! [۱۶ مارس ۲۰۱۵]
»  سی و اند سال زخاموشی جنگل، طی شد ! [۰۴ فوريه ۲۰۱۵]
»  قلم کجابرود، بی دیار و دفتر شد! [۰۸ ژانويه ۲۰۱۵]
»  یک مرد ، يک سگ ! [۰۴ دسامبر ۲۰۱۴]
»  ماهمه کشتهء عشقیم، ز فرهاد مپرس! [۲۵ اکتبر ۲۰۱۴]
»  به یاد او که غزل آزادی را ناتمام رها کرد...! [۱۹ اوت ۲۰۱۴]
»  طاعون داعش و دروغی که جورج بوش گفت ! [۱۴ ژوين ۲۰۱۴]
»  از نوروز تا رهایی! [۱۹ مارس ۲۰۱۴]
»  چه کسی داد عنان را به پلنگ ؟ [۰۱ فوريه ۲۰۱۴]
»  طلیعه ء فجر یا باران حقارت؟ [۲۱ ژانويه ۲۰۱۴]
»  زاغ و برف ! [۲۴ دسامبر ۲۰۱۳]
»  نامه و نگاه [۲۶ مارس ۲۰۱۳]
»  صدای پای نوروز و شب پر هراس دژخیم! [۱۸ مارس ۲۰۱۳]
»  یک شهر در شکیب تو، فریاد گشته است! [۰۲ دسامبر ۲۰۱۲]
»  خدای سلطه گران با بهار دشمن بود ...! [۱۷ مارس ۲۰۱۲]
»  دهان گرگ چه داند کتاب مدرسه را! [۰۸ ژوين ۲۰۱۰]


دکتر عارف پژمان

صفحه اول